X
تبلیغات
رایتل

گل پسریم  چاپ

تاریخ : سه‌شنبه 12 آذر 1392 در ساعت 01:21 ق.ظ

دوست پسرم اومده در خونه زنگ و میزنه من میگم کیه؟؟؟


میگه فلانی هستم .. با حمید کار دارم ...


حالا من هنوز  پشت اف اف


...حمید هستی


حمید نه


من حمید نیست


فلانی بله متوجه شدم


خو چکار کنم خودتون بگید نیستم


خداییش دارن کاری میکنن ک باز لباسهاشون بریزم توی ماشین


تا ی رنگ دیگه بشه هااااااا

نظرات (45)
حممممممممممممممممممممید
از خدای مهربون سلامتی وشادی وموفقیت وسربلندی برای شما خواستارم
کاش بارانی ببارد ، قلبها را تر کند

بگذرد از هفت بند ما ، صدا را تر کند

قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها

رشته رشته مویرگهای هوا را تر کند

بشکند در هم طلسم کهنه ی این باغ را

شاخه های خشک و بی بار دعا را تر کند
از پرچین امیدهایت چتری برایم بفرست ، من خیس دلتنگی هایت شده ام
از دیروزها به دنبالت دویدم و به امید دیدارت به امروز رسیدم ولی افسوس افسوس که تو به فرداها سفر کرده ای
خزان که مال ما شد ، بهار مال شما صاف و ساده بگویم ، سلام حال شما !؟
تو هم کلن قالب زیاد عوض میکنیا...
دوست خوبم:
چکار کنم تنوع طلبم این پستت بهانه ی پست بعدیم شد مرسی شدم
سلاااااام آجی جووووووونم خوبی همه کسم ؟ الهی قربونت برم آجی جونم بخدا دلم خیلی واست تنگ شده بود داشتم دق میکردم چند روز پشت سر هم کار داشتم و نتم هم داغون بود نتونستم بیام وب دردت بجونم آجی هنگامه که اینقد خوب و مهربونی دوست دارم بخدا
دوست خوبم:
سلام آجی جووون خود خودم

فدات مدات منم دلم برات خیلی خیلی تنگ شده بود قرفونت برم

تو هر موقع بیایی من خوشحال میشم من ک عاشقتم
زن قداســـــــــــــت است…
برای با او بودن باید مـــرد بود نه نــــــر… !
خماری نبودنت رامیکشم رفیق، اما هرگزتن به نعشگی بانامردان نخواهم داد . . .
دوستت دارم رازیست که در میان حنجره ام دق می کند وقتی که نباشی
غصــه نخــور ؛ کنــار آمـده ام بـا نبـودنت . . . خیلـی که دلـم بگیـرد ، گریـه میکنـم !
ایول!!!!
فقط بی تربیت بازی انجام ندیا
دوست خوبم:
عه اسی خان پیدات شده

نچ من بی ادب نیستم
سبدی ازنرگس، طبقی ازگل یاس، همه تقدیم شما،سهم من یادشماست که خودش یک دنیاست . . .
بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی؟
دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی؟
آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو
زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی؟
دوست خوبم:
چرا آجی جوووون ناراحتی
سلام

کنارم نیستی اما دائم درکوچه های

ذهنم قدم میزنی!شایدعزیزبودن یعنی همین[گل]
دوست خوبم:
سلام گلم

بوس سفت هنگامه ای
سلااااام هنگامه جون
وقتی یک خط از کامنتها یا پستهاتونو میخونم میخندم
خیلی خوش ذوقید
به به
آفرین
خوشحال شدم از حضورتون
سلااااامت باشید
دوست خوبم:
سلام دریا جان

مرسی عزیزم خوشحالم ک لبخند روی لبهات میشینه
سلام مامان جون. شما راحت باشین هرکاری دوس دارین بکنین
دوست خوبم:
وای سلام عسلم

هر کاری و اذیتی بکنم نصف اذیت کردن اونها نمیشه دخترم
اینجا سرزمین واژه های وارونه است

جاییکه "گنج" جنگ میشود!

"درمان"نامردی "

" قهقهه "هق هق"

اما " درد"همان "درد"

و"گرگ "همان"گرگ" است!!!!

آری ... سرزمین واژه های وارونه،

سرزمینی که "من"نم" زده است

"یار " رای "عوض کرده است

"راه " گویی "هار " شده

"روز" به "زور "می گذرد

"آشنا"را جز در"انشا"نمی بینی

و چه "سرد "است این "درس " زندگی

اینجاست که "مرگ"برایم "گرم" می شود

چرا که "درد"همان "درد" است!!!
سلام
عجیبه دست به قلم شما فوق العاده است
خدا قوت
دوست خوبم:
سلام

مرسی شدید هنگکامه ای
دوست خوبم:
خیلی قشنگ دسته گل ب آب میدم
ممنونم ک اومدی اجی جون
دوست خوبم:
خواهش وظیفه بود قربونت برم
دلم می خواهد یک میس کال باشم برایت

شماره ای که سیوش نکرده باشی

زیر لب...تکرارم کنی

به یادم نیاوری

دلم می خواهد بی اجازه تو پادشاهی کنم در ناخودآگاهت...
هیچوقت تمام نکن وقتی هنوز می خواهی بجنگی

هیچوقت مایوس نشو وقتی هنوز می خواهی بدستش بیاوری

هیچوقت به کسی نگو دوستت ندارم وقتی نمی توانی ازش دل بکنی!
تنهــا نیستم
ولی میان این همه شلوغی،
باز هم احساس تنهایـــی میکنم
و این است درد مـــن . . .
دلم گرفته ای دوست هوای گریه با من

گراز قفس گریزم کجا روم، کجا من!

کجا روم که راهی به گلشنی ندارم

که دیده برگشودم به کنج تنگنا من

نه بسته ام به کس دل نه بسته کس به من دل

چو تخت پاره بر موج رها رها رها من

زمن هر آنکه او دور چو دل به سینه نزدیک

به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من

نه چشم دل به سویی نه باده در سبویی

که ترکنم گلویی به یاد آشنا من

زبودنم چه افزود! نبودنم چه کاهد!

که گوید به پاسخ که زنده ام چرا من

ستاره ها نهفتم در آسمان ابری

دلم گرفته، ای دوست هوای گریه با من.
کــافیـسـت تــو را بـه نــام بـخــوانـم
تــا بـبـیــنـی
" لـکـنــت " عــاشـقــانـه تـریــن لـهـجــه هاسـت...
و چگــونه لــرزش لـب هـای مــن
دنـیــا را بـه حـاشیـه مـی بــرد
فرصت بده ای عمر

یکبار دگر

از کوی عشق گذر کنم

با دیده گریان

بار دگر

بر چشم نگارم

نظر کنم

صد تیر رقیبان

بجانم

گر نشان کنند

ارزد به نگاهی

این همه خطر کنم
هنگامه سلوم سیلام سلااااااااااااااام

منم بلتم چند نوع سلام برام دست دست بعدشم رقص رقص بیا وسط آهان قرش بده

الان شارز هستم و شنگول انگاری ک ی چیزهایی خورده باشم همونطوری
دوست خوبم:
سلام مث من سلام بکن

الان وقت رقص ندارم و نه دل و حوصله باشه برای بعد

ایشالا همیشه سبز باشی و شاد
هنکامه چرا فقط بقیه را بگل میکنی پس من چی؟؟
دوست خوبم:
بپر بیا تو بگلم بدو بدو میخوام برم
راستی منم از تو یاد گرفتم عررررررررررررر دن و ببین چ شاگرد خوب و تیزی هستم
دوست خوبم:
هر کاری بکنی ب عرررر زدن من نمیرسه

اما بازم آپلین عوشولو ک یاد گرفتی
نفس های بی هدف راه های بی پایان
کی تمام خواهد شد خدا میداند
نفس هایم دیگر بریده بریده میزند
تمام توانم را استفاده کرده ام
اما دلخوش کسانی هستم که به امیدشان زنده ام
و یکی از بهترین دلخوشی هایم تویی¡
تیک تا کی؟

تیک تا کی؟

تیک تا کی؟

صدای ساعتی خسته

که به خودش بمب بسته!
هنوز هم وقتی باران می آید تنم را به قطرات باران می سپارم
می گویند باران رساناست شاید دستهای من را هم به دستهای تو برساند . .
می خندم...
ساده می گیرم...
ساده می گذرم...
بلند می خندم و با هر سازی میرقصم ...
نه اینکه دل خوشم!
نه اینکه شادم و از هفت دولت آزاد!
مدتی طولانی شکســــتم، زمین خوردم،
سخــــتی دیدم، گــــریه کردم و حالا ...
برای " زنده ماندن" خودم را به "کوچه ی علی چپ" زده ام ...!
روحم بزرگ نیــــست! دردم عمیــق است ...
می خندم که جای زخــم ها را نبینی ...
"خداحافظی"

به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع، ولی لبهایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند، نشد

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه، خداوند نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند : نشد!
حاصل عُمر اگر نیم نگاهی باشد

بهر آن نیم نگه با دل زار آمده ام

باده از دست لطیف تو در این فصل بهار

جان فزاید که در این فصل بهار آمده ام

مُطرب عشق کجا رفته در این فصل طرب

که بعشق و طربش باده گسار آمده ام

درِ میخانه گشایید که از مسلخ عشق

بهوای رُخ آن لاله عذار آمده ام

جامۀ زهد دریدم رهم از دام بلا

باز رستم ز پی دیدن یار آمده ام

بتماشای صفای رُخت ای کعبۀ دل

بصفا پشت و سوی شهر نگار آمده ام
واااااااااا خواهر جون اون اِ مالکیتو بزار خو آدم فکرای بد میکنه یهو



از دست این خواهریو خواهر زاده هـــــــــــــا
دوست خوبم:
ای جووونم خواهری فک بد نکن من اهلش نیستم

فدات بشم شادی جان
سلام. محتاجیم به دعا...
وب خوبی داری... تبادل لینک کنیم؟
دوست خوبم:
سلام همچنین
مرسی
بله لینکت کردم
اما از دست این پسرای هینگامه
دوست خوبم:
مث خودتن مگه نه
ایول.......
بهم سر میزنی؟؟[خجالت][گل]
دوست خوبم:
بله ک سر میزنم ولی نمیدونم چرا چند روزه وبم هیچ وبی و باز نمیکنه دیگه داره گریه ی شدید هنگامه ایم در میاد
دور باشـــی و تــپــــــنده …

بهتر است از این که …

نزدیـــک باشی و زننـــــــده …

این مفــــــهوم را که در رگ هـــایت جاری کنی …

دیگر تنـــــــــها نخواهی بود
وﻗﺘـــــ_ـــ_ــ_ـــ_ــ_ـــﯽ ﺗﻤــــﺎم اِﺣﺴــــﺎس دﻟﺘَﻨـــﮕﯿﺘــــ را ﺑﺎ ﯾﮑــــــ

"ﺑﻬـــ ﻣﻦ ﭼــ_ـــ_ــ_ـــ_ــ_ــــــﻪ"

ﭘﺎﺳــــﺦ ﻣﯿﮕﯿــ_ـــ_ــ_ـــ_ــ_ــــــﺮی...

ﺑـــــﻪ ﮐﺴـــ_ـــ_ــ_ـــ_ــ_ــــــﯽ ﭼــــﻪ ﮐﻪ ﺗﻮ

ﭼﻘـــــ_ـــ_ــ_ـــ_ــ_ــــﺪر ﺗﻨﻬﺎﯾـــــﯽ...





.
.
.
خدا حفظ کنه آقا حمید و مادر گرامش رو.................
دوست خوبم:
مممنون ....مخصوصا مادرش و
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد