X
تبلیغات
رایتل

شعر  چاپ

تاریخ : یکشنبه 18 اسفند 1392 در ساعت 03:18 ب.ظ

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

بلبل آهسته به گل گفت شبی


که مرا از تو تمنائی هست


من به پیوند تو یک رای شدم


گر ترا نیز چنین رائی هست


گفت فردا به گلستان باز آی


تا ببینی چه تماشائی هست


گر که منظور تو زیبائی ماست


هر طرف چهرهٔ زیبائی هست


پا بهرجا که نهی برگ گلی است


همه جا شاهد رعنائی هست


باغبانان همگی بیدارند


چمن و جوی مصفائی هست


قدح از لاله بگیرد نرگس


همه جا ساغر و صهبائی هست


نه ز مرغان چمن گمشده‌ایست


نه ز زاغ و زغن آوائی هست


نه ز گلچین حوادث خبری است


نه به گلشن اثر پائی هست


هیچکس را سر بدخوئی نیست


همه را میل مدارائی هست


گفت رازی که نهان است ببین


اگرت دیده ی بینائی هست


هم از امروز سخن باید گفت


که خبر داشت که فردائی هست


 پروین اعتصامی




نظرات (101)
سلام خوشگل بودخانمی....
دوست خوبم:
سلام مرسی گلم
خدایم را دوست دارم چون وفادارترین است

و شاید به رسم همین وفاداریست که دوستانم را به او میسپارم
کاش فقط یک نفربودکه وقتی بغض میکردم بغلم میکردومیگفت :گریه کنی میکشمتا…
به به شعر گذاشتی اونم از پروین اعتصامی
دوست خوبم:
بله دیگه یه شعر هم از خانوم ها باید گذاشت
خانوم خانوما میشه بشه ک جواب پرسشم و بدی
دوست خوبم:
بله عیزم میدم جواب توو
من دلم تورامیخواهد
تویی که با ابرهای سیاه آسمان دلم
با باران چشمانم
می آیی
می آیی ابرهارا با دستان نوازشگرت کنارمیزنی
اشک چشمانم را پاک می کنی
وچون شعله ی خورشید درقلبم نور و روشنی را می افروزی‎
من دلم تورامیخواهد
تویی که ندارمت اما آرزویم شده ای
بـه هـیـــــچ روزی پـس‌اتـــ نـمـیـدهـمـــ !



بـه هـیـــــچ سـاعـتـی


بـه هـیـــــچ دقـیـقـه‌ای


بـه هـیــــچ ، هـیـچــــــــــی!


سـخـتـــ چـسـبـیـده‌امـــ


تـمـامـتـــ را ...!
تو اگر میداستی
که چه زخمی دارد
که چه دردی دارد
خنجر از دست عزیزان خوردن
از من خسته نمی پرسیدی
آه ای مرد چرا تنهائی
چه عجب ننوشتی پروین جوو11949
دوست خوبم:
خو پروین جووونم نبود تازه اشم کد کامنتم برام نوشتی
دُنیــا دَُنیــای عَجــیب غَـریبــیه !!

اونـ روزهــا

بَــرایِ خَبَــر گِـرِفتــن اَز مَنـ

چِــه عَـجـول بــودی؛

اینـ روزهــا

چــه صَبــور شــدی ...!!
دیوانه تر از من چه کسی هست،کجاست
یک عاشق ِ این گونه از این دست کجاست
تا اخم کنی دست به خنجر بزند
پلکی بزنی به سیم آخر یزند
تا بغض کنی،درهم و بیچاره شود
تا آه کِشی،بندِ دلش پاره شود
وقتی دلمو شکستی حس کردم بیشتر دوستت دارم
چون حالا دلم چندین تیکه داشت که هر کدوم جداگونه دوستت داشت
همیشه که نباید نوشتــ...

همیشه که نباید گفتــــــــــ...

بعضی وقــتا باید بــاور کرد

دوستــــــــــــ داشتن رو....

بــــــــــــــاور....
هنگامه آخر شب هستی بیام با هم کامنت بازیبلکه برام شووورررر پیدا کنی
دوست خوبم:
بله هستم ایشالا
_█████____████
___████__████_███
__███____████__███
__███_███___██__██
__███__███████___███
___███_████████_████
███_██_███████__████
_███_____████__████
__██████_____█████
___███████__█████
______████ _██
______________██
_______________█
_████_________█
__█████_______█
___████________█
____█████______█
_________█______█
_____███_█_█__█
____█████__█_█
___██████___█_____█████
____████____█___███_█████
_____██____█__██____██████
______█___█_██_______████
_________███__________██
_________██____________█
_________█
________█

سلام آبجی جون خیلی قشنگ بود

منم این گلو به بهترین آبجی قشنگم تقدیم میکنم
دوست خوبم:
سلام شکوفه جان مرسی خواهری از کجا میدونستی ک من گل میدوستم باااااااااازم مرسی شدید
نه به نام باران، به نام خالق باران…
خالقی که باران را آفرید تا ما به آن عشق بورزیم…
تا دلتنگی‌هایمان را با او نجوا کنیم…
تا همدمی‌باشد برای دلتنگی‌هایمان…

*لایک فقط برای عاشقان باران…*
کاش هیچ وقت متوجه نشی یه حرف هایی دروغ بوده...!
دلم سفر می خواهــــد ...



نه برای رسیدن به جایی ....



فقط دلتنگ رفتنم ...




کـــــــــارم



از یکی بود و یکی نبود گذشت



سهم من همیشه این بود :



یکی بود یکی نابود
اگرچه در ثانیه های زندگیت حضور ندارم

اما دعایم همیشه همه جا با توست...
هنگامه هستی عایا
دوست خوبم:
هستم والابوخودا
آرزوی من اینست که دو روز طولانی
در کنار تو باشم فارغ از پشیمانی
آرزوی من اینست یا شوی فراموشم
یا که مثل غم هر شب گیرمت در آغوشم
شنیــده بودم که “خاک سرد است”
ایـــن روزها اما انگار آنقـــدر هوا ســـرد است،
که زنــده زنــده فراموش می کنیــم یکدیگـــر را
هرگز نفهمیدم فراموش کردن درد داشت یا فراموش شدن …
به هر حال دارم فراموش می کنم فراموش شدنم را …
هیچکس، هیچ فصلی را بر بهار ترجیح نمی دهد. بهار فصل
رهایی از “خاک” است.بیایید همه ی فصل ها بهاری بمانیم
پس چرا دیر تاییدی

دلم تنگ شده کاش شادی جووونم بود الان
دوست خوبم:
دارم وبگردی میکنم عاخه امشب نرفتم ولگردی


بله ای کاش شادی خواهریم بود
هنوز اون روز فراموشم نمی شه
که با دست قشنگت روی شیشه
کشیدی عکس قلبی و نوشتی
واسه امروز و فردا و همیشه
فراموش کردنت برایم مثل آب خوردن بود
از همان آب هایی که می پرد توی گلو و سالها سرفه میکنیم !
ماههاست فراموشش کرده ام ؛
خاطراتش را هم … !
ولی نمی دانم دستانم چرا هنوز به نوشتن نامش
ذوق میکنند !
مـ ـی دانم کــ ــار داری !
سـ ـَرَت شــ ـلوغ است !

مـ ـی دانم !

اما اینکـ ــه موقع خـ ــواب...

روی تخـــتت... چند ثانیه...

فقط لحـ ـظه ای بــه ذهــنت خــ ـطور کند

کــ ـه یکـ ــ جـ ـایی ...

کـــ ـسی ...روی تخـ ــتش ...
موقع خــوابــ ـش ...

برای "تــ ـو" اشـ ــک مـــ ـی ریزد !

همین هـ ـم بـ ـرای مــ ـن کـ ــافیست
حالا امشب نرو وبگردی میشه

میخوام برام شووورررر پیدا کنی
دوست خوبم:
نه عزیزم نمیشه عاخه میخوام امشب به بچه ها سر بزنم


شوشو هم خبری نیست
برای همه خوب باش ،

آنکه فهمید

همیشه کنارت و به یادت خواهد بود....


و آنکس که نفهمید ،

روزی دلش برای تمام خوبیهایت تنگ می شود
زنـدگـی مـثـل یـه پـل قـدیـمـیـه

بـه ایـن فـکـر نـکـن کـه اگـه تـنـهـا ازش بـگـذری

دیـرتـر خـراب مـیـشـه بـه ایـن فـکـر کـن کـه اگـه افـتـادی

یـکـی بـاشـه دسـتـت رو بـگـیـره
امشب دلم شکست

باور نمیکنم لحظاتی پیش را

با چه شوری به سویت آمدم

حس کرده بودم

آنقدرها که میگویی عاشقم نیستی

اما با دلم چه میکردم

باور نمیکرد این چیزها را

عاشق تو شده بود

دیوانه شده بود

و تو را بیشتر از خودش دوست میداشت

گریه کردم

آنقدر که چشمانم می سوخت

امشب بالشم را عوض کردم

تحمل اشکهایم را نداشت

چقدر سخت است....نمیگذرد امشب

همه خوابیده اند

آرام است اینجا

صدای تیک تاک ساعت روحم را تکه تکه میکند

نگاهش میکنم

سه را نشان میدهد

همه جا تاریک است

امشب دلم تاریک میشود
به خاطر داشته باشید
که حواس خود را به هر چه متوجه کنیم
همان را به دست می آوریم....
بالاترین آرزویم برایت این است:

حاجت دلت با حکمت خدایت یکی باشد...
و
سقـــفــــــ آسمان دلـــــــمـــــ
سختـــــ ترکـــــ برداشـــتــــه
قــــدری آرامـ تـر قــدمـــــ بـــــــــردار!. . .
سقـــــفــش به جهنمـــــــــ. . .
می ترسمـــــ پـــــای تــــــ ـــــو را بــخراشــــــد!!
خدایا! زندگیت مانند حرف پسر بچه ایست که گریه کنان به مادرش می گفت : هم " میزنی" هم میگی گریه نکن
گاهی دلم می خواهد خودم را بغل کنم!

ببرم بخوابانمش!

لحاف را بکشم رویش!

دست ببرم لای موهایش و نوازشش کنم!

حتی برایش لالایی بخوانم،

وسط گریه هایش بگویم:

غصه نخور خودم جان!

درست می شود!درست می شود!

اگر هم نشد به جهنم...

تمام می شود...

بالاخره تمام می شود...!!!
تسبیحی بافته ام

نه از سنگ

نه از چوب

نه از مروارید

تک به تک مهربانیهایت را به نخ کشیده ام
تا برای شادمانیت دعا کنم
با همه‌ی بی سر و سامانی‌ام
باز به دنبال پریشانی‌ام

طاقت فرسودگی‌ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی‌ام

آمده‌ام بلکه نگاهم کنی
عاشق آن لحظه‌ی طوفانی‌ام

دلخوش گرمای کسی نیستم
آمده‌ام تا تو بسوزانی‌ام

آمده‌ام با عطش سال‌ها
تا تو کمی عشق بنوشانی‌ام

ماهی برگشته ز دریا شدم
تا تو بگیری و بمیرانی‌ام

خوب‌ترین حادثه می‌دانمت
خوب‌ترین حادثه می‌دانی‌ام؟

حرف بزن ابر مرا باز کن
دیر زمانی است که بارانی‌ام

حرف بزن، حرف بزن، سال‌هاست
تشنه‌ی یک صحبت طولانی‌ام

ها به کجا میکشی‌ام خوب من؟
ها نکشانی به پشیمانی‌ام!
حالا ک وبگردی و کنار نمیزاری و شوووررر برام پیدا نمیگنیو ووووو هی دیر تایید میکنیو منم میرم

فعلا باااای
دوست خوبم:
چی مال خودت هی میگی من ک تند تند دارم تایید میکنم یه پام توی نت بروبچ هست یه پامم اینجا عاخه بلاگفا خراب بود الان درست شده میتونم برم وب بچه ها

فعلا باااااای
سلام
راستشو بگم: تا آخرش نخوندم فقط چون دیدم از خانم اعتصامیه
می دونم که حتما قشنگه
دوست خوبم:
سلام

عیب نداره خودمم تا آخرش نخوندمعاره منم فک میکنم قشنکه
سلام ممنونم از شما سرورگرامی وارجمند
دوست خوبم:
چقدر خوبه ک به رباینده عسسسکهاتون احترام میزارید
سلام..نگوتوروخداخواهر،منم دبیرسختگیری نبودم،بابچه هاقرارسینماهم میذاشتیم،ولی هرچی بجاش،این مردبیچارمون کرده...
دوست خوبم:
عه خواهری این دفعه منم با خودت ببر منم پایه ام

دارم عباس کچل و درک میکنم
فقط یه چیزی ممنون برای اون شعر ولی صاحب اصلیش آبجی زهرا زدتر بهم هدیه داده بود حالا زود تند سریع یه هدیه ی دیگه میخوام....
رمز:6822
دوست خوبم:
عه راست میکی بزار برم یکی دیگه برات بدزدم الان مهسا هم نیست ک بره برام برباید باید خودم دست بکار بشم

مرسی بابت رمز
خدایا کفر نمی گویم
پریشانم چه می خواهی تو از جانم
مرابی آنکه خودخواهم اسیر زندگی کردی
خداوندا تو مسئولی خداوندا تو تنهایی و من تنها
تو یکتایی و بی همتا، و لیکن من نه یکتایم
نه بی همتا فقط تنهای تنهایم
زنان عاشق

شال‌گردن می‌بافند

زنان عاشق‌تر

دست‌کش



دل‌گرم که شدی

حتمن

زنی برایت شعر می‌بافد!
ناز آن چشمی که سویش مال ماست/
ناز آن زلفی که تارش مال ماست/ناز آن چوپانی که سازش مال ماست/ناز آن عزیزی که قلبش یاد ماست/
سلام هنگامه خانم. نه من نبودم،نه این چه حرفیه خودم هم گاهی مواقع اینطوری میشه برام. چند تا اسم مشترک داریم،یکیشون میاد نظر میده و اسم وبش رو نمیزنه.شادوموفق باشی
دوست خوبم:
سلام ممنون ک درک میکنی سبز باشی
خوابی تنبلک؟
دوست خوبم:
خودتی

عاخه شب بیدارم تا صبح یا تی وی یا نت یا اس بازیدر عوض صبح خوابم عباس کچل برای نهار غذا درست میکنه چوون ملکه در خواب بسر میبره
( تعداد کل: 101 )
   1       2       3    >>
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد