X
تبلیغات
رایتل

شعر  چاپ

تاریخ : شنبه 9 فروردین 1393 در ساعت 01:56 ب.ظ

من و تو قصه ی یک کهنه کتابیم . مگه نه؟
یه سوالیم ، یه سوال بی جوابیم . مگه نه؟


یه روزی قصه ی پرغصه ی ما تموم میشه 


آخرش نقطه ی پایان کتابیم . مگه نه؟


پشت هم موج بلا میشکنه و جلو میاد 


وای بر ما که رو آب مثل حبابیم . مگه نه؟


کی میگه ما با همیم ، ما که با هم جفت غمیم 


دو تا عکسیم و به زندون یه قابیم . مگه نه؟


ای خدا ابر محبت چرا بارون نداره 


آسمون خشکه و ما تشنه ی آبیم . مگه نه ؟


کار دنیا رو که چشمم دیده بود گفت به دلم 


ما دو تا پنجره ی رو به سرابیم . مگه نه . مگه نه ؟

 

اگه تا دامن خورشید خدا هم برسیم

آخر از بوسه خورشید کبابیم مگه نه؟





بیژن سمندر...عشقه والابوخودا

نظرات (147)
خودم ک خیلی خوشم اومد انتخابم خوب بود مگه نه
سلام هنگامه جونیم.خوبی؟
اره سلیقه و انتخابت فوق العاده ست حرف نداره.
لاااااااایک ک ک ک
دوست خوبم:
سلام عزیزگم

ممنون
عااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللیییییییییییییییییییییییییییییییییی بووووووووووووووووووووووووووووددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد.
دوست خوبم:
امیر عمه
مرسی
یواشتر پسر
با سلام و روز بخیر. شعر زیبائی بود. سپاسگذاریم.
دوست خوبم:
سلام

ممنون

پایدار باشی
شعرش قشنگ بود فقط آیکون هایی ک همیشه میزاشتی کم داشتتا کلا شعر و خراب کنه
دوست خوبم:
عه عه مهسا داشتیم
تنهایی همشه تاریکی نیست
کسی که از تنها میترسه در آخر تنها نیست
اون یا نفرتاش تنها میمونه
چطور شد از این شاعر شعر گذاشتی
دوست خوبم:
عباس کچلم انتخاب کرد شاعرش و خیلی هم خوب بید
زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست

و دلم بس تنگ است بیخیالی سپر هر درد است

انقدر میخندم باز هم میخندم تا غم از رو برود.
به بالشی که زیر سرمون می ذاریم می شه دروغ گفت ؟

چی بگیم ؟ بگیم خواب بودیم و خواب بد دیدیم ؟

خر که نیست ! بالشه ! می فهمه !

نه بالش جان ، دلم براش تنگ شده بود !
درخت دلتنگ تبر شد

وقتی پرنده ها سیم های برق را

به شاخه هایش ترجیح دادند
مجنون همیشه مرد نیست

گاهی مجنون دخترکی تنهاست که زمانی لیلی کسی بوده !
خدایا!
خورشید را به من قرض میدهی ؟
از تو که پنهان نیست
سرزمین خیالم سالهاست یخ بسته است...
اونوری آبی هستش برو حالش و ببر
شاعر معاصر و روشنفکر
دوست خوبم:
جاااااااااااااانمی عباس کجل و مجبور کردم برام کامنت بزاره و خودمم آیکونهاشو زدم
دلم آیینه درد است نمی دانی تو
کلبه ام ساکت و سرد است نمی دانی تو
بی تو سرسبز ترین خاطره ها می دانند
فصلهایم همه زرد است نمی دانی تو
دیر سالی است که در دشت جنون چون مجنون
دل من بادیه گرد است نمی دانی تو
عاشقم کردی رفتی کنون با دل من
غم عشق تو چه کرده است نمی دانی تو
باز تکرار کنم مصرع آغازین را
دلم آیینه درد است نمی دانی تو
دلتنگی همیشه

از ندیدن نیست...

لحظه های بی خبری پر از دلتنگیست
از فرهاد تیشه به دست پرسیدند
هنوزم به شیرینت فکر میکنی؟؟؟؟؟
گفت:اهسته ای دوست لــیـــلـــــی خواب است......!!!
حرف زیاد است........
اما گاهی نمیدانی چه بگویی......
گاهی باید رفت....
چیزی شبیه کم آوردن........
ﺩﺭﺩ ” ﺑﻌﻀﯽ ﺁﺩﻣﺎ ﺭﻭ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺩﯾﺪ
ﻧﻪ ﮐﻪ ﻧﺸﻪ، ﺷﺎﯾﺪ ﺭﻭ ﻧﻤﯿﮑﻨﻦ
ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﻣﯿﺮﺳﻦ ﮐﻪ، ﺑﻪ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﭘﻨﺎﻩ ﻣﯿﺒﺮﻥ
ﺑﻌﻀﯿﺎ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ،
ﺑﻌﻀﯽ ﺑﻪ ﺳﺎﺧﺘﻦ،
ﺑﻌﻀﯿﺎ ﮐﺸﯿﺪﻥ،
ﺑﻌﻀﯽ ﺑﻪ ﻧﻮﺷﺘﻦ
ﻭ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺧﻮﻧﺪﻥ …
ﻫﻤﯿﻨﺎ ﻫﺴﺘﻦ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺣﺎﻟﺸﻮﻧﻮ ﻣﯿﭙﺮﺳﯽ،
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯿﺰﻥ “ﺧﻮﺑﻢ ” ، ” ﺧﻮﺑﯿﻢ ” …
ﻣﻦ ﮐﻪ ﺧﻮﺑﻪ ﺧﻮﺑﻢ …
ﺷﻤﺎ ﭼﻄﻮﺭﯾﺪ؟ …
نوشتـــــــه هـ ـایم
را مـی خوانیــــــ و
می گـــــویی چه
زیبــــــــــــــــــا....

راســـــــــــــــــــتی!!!

درد های آدم هـــــــا
زیـــــــــــــــبایی دارد؟
آره دیگه خلاصه برررررررررررررررررگشتم
دوست خوبم:
میشه بگی از کجا
+ میدونم برا مزش میخواستی
خوبه! گفتی: خجالت با کدوم (د) نوشته میشه؟
دوست خوبم:
(د) ی دسته دار فک کنم
+خب جون عمه کوچیکس دیگه حرفی نمیمونه
دوست خوبم:
خوشم میاد ک درک میکنی
+ممنون
دوست خوبم:
خواهشات
نامه ای در جیبم
و گلی در مشتم
غصه ای دارم با نی لبکی
سرکوهی گر نیست
ته چاهی بدهید
تا برای دل خود بنوازم.
عشق جایش تنگ است...

تقدیم شما، شعر از استاد منزوی بود
دل من بادیه گرد است نمی دانی تو
عاشقم کردی رفتی کنون با دل من
غم عشق تو چه کرده است نمی دانی تو
باز تکرار کنم مصرع آغازین را

دلم آیینه درد است نمی دانی تو
عه خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ عباس کچلم نظر گذاشته اونم با اجبار
دوست خوبم:
بههههله اونم ................. هیچی

نمیدونی چکارش کردم
دل را بد نام نکنیم ....


آنچه بعضی ها دارند کاروانسراست....
به ثانیه ها گوش می کنم و چشمهایم را

می بندم

چقدر خسته ام

چقدر دلم می خواهد همینجا بین عبور و مرور

ماشین ها دراز بکشم

و دنیا را به ایستادن وا دارم

چقدر دلم می خواهد بروم بالاترین جای شهر

بایستم
یک روز
فردی قدم به زندگیتان خواهد گذاشت
و شما را متوجه خواهد کرد
که چرا هرگز با
هیچ کس دیگری دوام نیاوردید
کاش مجنون دست لیلی می گرفت



تا که لیلی در پی صحرا نبود

کاش فرهاد قطره ای احساس داشت



تا که شیرین این چنین رسوا نبود
واســه زنـده مـونــدنــ و زنـدگــی کــردن فـقـط بــه نـفـس خــودت نـیـاز نــداری...
بــاس یــکـی بـاشــه کـنـارت...
کــه هـم نـفـسـت شــه.....تـا نـفـس کـم نـیـاری...
امـا ای کــــاش کـه نــفــســی بــاشـــه....
خیلی ممنون عید شمام مبارک ایشالله سالی توام با شادی داشته باشی به همراه خانوادت
دوست خوبم:
ممنون

همچنین به شما
دیدی ای دل دوستی ها بی بهاست
کمترین چیزی که می یابی ،وفاست
هزار گل تقدیم به آیینه ی شکسته یی که

لبخند تو را هزار بار تکرار میکند
غم از چشم قشنگت دور باشد

دلت غرق شادی شور باشد

نبینی روزگار بد ای بهتر از جان

الهی دشمنت در گور باشد
رسم این شهر غریب است بیا برگردیم
قصد این قوم فریب است بیا برگردیم
یک نفر بود که ما دل به نگاهش دادیم
خنده اش سرد و عجیب است بیا برگردیم
عشق بازیچه شهر است ولی در ده ما
دفتر عشق سفید است بیا برگردیم
آزادی تنها واژه زیبایی است که حتی حاضر نیست

حروفش بهم وابسته باشد

تنها راه رسیدن به آزادی رهایی از وابسته بودن است....
دیدی ای دل عاقبت زخمت زدند

گفته بودم مردم اینجا بدند دیدی ای دل ساقه ی جانت شکست

آن عزیزت عهدو پیمانت شکست

دیدی ای دل در جهان یک یار نیست

هیچ کس در زندگی غمخوار نیست

دیدی ای دل حرف من بیجا نبود

از برای عشق اینجا جا نبود

نو بهار عمر را دیدی چه شد؟

زندگی را هیچ فهمیدی چه شد؟

دیدی ای دل دوستی ها بی بهاست

کمترین چیزی که می یابی ،وفاست

ای دل اینجا باید از خود گم شوی

عاقبت هم رنگ این مردم شوی.
می نویــسم تا بدانی:
هر چه داغ ها کهنه تر
شود دیر تر از یـــــــاد
خواهـــــد رفــــــــــت !
می نویسم تا بدانــــی
....... کــــــــــــــــــــه:
بــاران ابـــرم زود گزرنـد
............. و ...........
باران چشــــم عاشــق
ماندگـــــــــــــــــــارتر !
می نویسم تا بدانی که:
رد پای فانی و رد عشق
سوزنده تر از هر اتش !
می نویسم تا بدانی که:
اسم ها تکراری ولـــــــی
یادشان همواره قشنگ !
می نویسم تا بدانی که:
دوستـــــــــــــــــــت دارم
و یادت ماندگار تر از هرچه
در یادم خواهد مانـــــد !
می نویســـــــــــــــــــــم:
به امید دیــــــــــــــــــــدار
.............. و .............
اگر دلتنگ منــــــــــــــــی
یک به یک فاصله ها را بردار !
می دونی چرا با ازدواج دین آدمها کامل میشه ؟چون تا قبل از ازدواج فکر می کنند دنیا بهشته!اما بعدش به جهنم اعتقاد پیدا می کنند.
من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی

عهد نا بستن از آن به، که ببندی و نپایی

دوستان منع کنندم که چرا دل به تو بستم

باید از اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی؟
از قضا روزی اگر حاکم این شهر شدم

خون صد شیخ به یک مست فدا خواهم کرد

ترک تسبیح ودعا خواهم کرد

وسط کعبه دو میخانه بنا خواهم کرد

تا نگویند که مستان زخدا بی خبرند
اینها را از خودت ربودم دیدی چکار کردم دزد به دزد بخوره میشه شاه دزد
دوست خوبم:
درست نخونده بودم ...

گفتم چقدر آشناست...

دزد به دزد بخوره زمین لرزه میشه
فعلا باید برم بااااااااااااااااااای
دوست خوبم:
باااااااااااااااااااااااااااااای

یعنی صبج بخیر
سلام هینگامه
دوست خوبم:
انگاری واقعنی آنلاینی

سلام هومنی
هر که گفته فــــــراموش می شود!

دروغ گفته است!

بهانه آورده است!

تا شاید خودش را دلداری دهد!

فـــــــراموش نمی شود!

تا ابـــــد مــــی ماند!

قصه دلدادگی و عاشقی!

حتی اگر متنفر شوی!

بِبُری!

دور شوی!

سایه اش را با تیر بزنــــی!

بــــاز هم هست!

یـــک جـــایـــی تـــو را پرت مـی کند

به تمـــامِ خـــــاطــــــراتِ خـــوب
قصه ی خوابیدن وجدان‌ها

روی خوابیدن اصحاب کهف را هم

سفیـــد کرده است!

خدایا آیه ای هم برای اینها نازل کن!
دوست خوبم:
بله که هستم آنلاینم اون لاینم این لایم
دوست خوبم:
بالاخره کدوم لایی
وای چ کار سختی ایسته کن الان وفرستم بلات
دوست خوبم:
مممممممنوووووووووون میدونم سخته ولی چاره ای نیست
ین روزها در مـــــــ ـــــن خدایی میکنــد …


چیزی شبیه تــــــ ـــــــــو …


گاهی تـــــ ــــــــ ـــــو…..


گاهی یـــــــــ ــــــــاد تو…..


گاهی هم غـــــ ـــــــ ــــم تو….


آخر این “تو” کار مـــ ـــــــــ ــــــــرا تمام میکند…
( تعداد کل: 147 )
   1       2       3    >>
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد