X
تبلیغات
رایتل

شعر ربوده شده شدید از احمد حیدری  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 11 اردیبهشت 1393 در ساعت 12:25 ب.ظ

                                                     




این جدیدترین غزل منه محبت کنیدنقدنمایید.

کاش می شد که نگینی باشم از انگشترت


جلوه می کردم به روی دستهای مرمرت


غرق صدها خاطره همسایه و همراز تو


محتضر بودم ولی بیمار عطر بسترت


دوست دارم ناز واطوار و اداهای تو را


خنده های مهربان وچشم های دلبرت


زادگاهم شهرچشمان تو بوده از ازل


همسفر با عشق می مانم همیشه در برت


خسته ام شک کرده از ایمان خود با دیدنت


زآن همه زیبایی و فر و شکوه پیکرت


کی توانم بوسه بردارم از آن لبهای تو؟


کی توانم عشق باشم من برای باورت؟


روسری از سر بگیر و عالمی دیوانه کن


ای فدای اشکها وآن دو چشمان ترت


ای تو دریای وجودم ناخدای کشتی ام


هرکجا هستی خدا همواره یار و یاورت


                                                                   احمد حیدری

نظرات (112)
به نظر من خیلی عشقولانه و با احساسه والابوخودا
وبلاگ آزمایشی جدیدم

http://1khat.blog.ir/
دوست خوبم:
تشکرات میام

ای ای ای ............چرا نمیشه عضو شم همه اش میگه با این ثبت نام شدی عاخه به غیر من کی هنگامه است
قشنگ بود من همین و بلدم بگم

نقدش باشه برای بزرگترها ولی واقعنی زیبا بود
دوست خوبم:
ااوووهوم منم همین بلد بودم خجالت نکش
سلام خواهرکم
قربونت برم
خواهری منکه مثل شما وارد نیستم
هنوز به اون حد وبلاگ نویسی نرسیدم خواهری
این بنائی هم حسابی درگیرم کرده انشالله تا تموم شه سعی میکنم یکمی ازتون یاد بگیرم بلکم به عنوان یه تازه کار باهاتون همکاری کنم
قربون لبت خواهرجون
دوست خوبم:
سلام خواهر جووونم

فدات مدات خواهری

نه بابا فک میکنی من اشکی چی مینویسیم حتی توی وبلاگ خودمون فقط چرندیات ولی اونجا خوبه کامنت بازی میکنیم و میخندیم

شما ک استادین در مقابل ما فدای شما
همیشه سخت ترین نمایش به بهترین ها تعلق دارد،شاکی سختی های دنیا نباش شاید تو بهترین بازیگر خدایی.
فقط میتونم بگم خوش به حال طرفی که آقای حیدری براشون سرودن
هـــــــــــــعـــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
این که حسودی نیست ؛هست؟
هــــــــــــــعـــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
آه و افسوسه مگه نه خواهری؟
دوست خوبم:
نه خواهری حسودی چیه

منم ههععععییییییی

هااااااااااااااااااااااااااااااااااای

وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای

عاره خواهری
دربساط می پرستان حیله ونیرنگ نیست،سینه راپرکردن ازجام حقیقت ننگ نیست،پبکراین راچیزی نسازد جزصفا،عاقبت از ادمی چیزی نماندجزوفا.
آنکه آدم هست و عاشق نیست، کیست؟؟

زندگی بی عشق،

اگر باشد(!!!!!!!!!!!!!)،

همان جان کندن است!

دم به دم جان کندن، ای دل،

کار دشواریست....... نیست؟؟؟!!!!!!!!


قیصر امین پور
باد با چراغ خاموش کاری ندارد،اگر درسختی هستی بدان که روشنی.
سلام عزیز دلم
قربونت برم
نه عزیزم من به گَردِ راه شمام نمیرسم والا
تازشم با اون اشکی آبمون تو یه جوب نمیره کلامون میره توهم والا
دوست خوبم:
سلام فدات مدات شما ک استادی خواهری باور کن ولی ما هم چرندیات نویسیم خوب چکار کنیم از دستمون بیشتر نمیاد شما هم بیا اشکی پسر خوبیه والابوخودا انقده اذیتش میکنیم و سر کارش میزاریم

میگفتم بچه داری میگفت شوهرم داره ...بهش گفتم مگه مریم مقدسه ک بدون شوهر بچه دار بشه کلی سر همین قضیه خندیدیم خیلی شوته خواهری
میگن تو اون دنیا تمام اعضایه بدنت شروع میکنن به حرف زدن...
کاش دلم لال شه هچی نگه....میترسم اشک خدا رو ببینم...
دوست خوبم:
تمام امیدآسیابان به وزش باده تاآسیابش از کارنیافتده،قلبم آسیاب، خودم آسیابان ونفسهایت باد.!
حرف هایِ دلم را انبــار میکُنــم ..
این روزها هر چه را انبــار کُنـی گِران میـشــَود ..!!!


احساس میکنم حرفامون یکیه خواهری
بیا باهم انبار کنیم بلکم یه پولو پله ای بدست بیاریم هان نظرت؟
دوست خوبم:
عاره خواهری عاخه درد دلمونم یکیه باااوووشه قبول

ولی میترسم مث همون پیامکی ک بهت دادم بشه همون پوووول
کامنتاتونو میخونم کلی حال میکنم
میدونم خواهری پسر شیطونو تو دل بروایه
به قول خودش شیطونک
دوسش دارم هم اونو هم مریم گلی رو شمام که تاج سری دیگه میدونین که
البته ناهید جونمم هستا
ناهیدی دیدی تو هم عزیز دلمی
خواهری اوندفعه ازم دلخور شده بود بچم تو وب گروهیتون گفتم من که یه خواهری بیشتر ندارم
خیلی حساسه این عزیز دردونمون
خبر نداره که اونم جا باز کرده توقلبمون
دوست خوبم:
وااااااااااای خواهری این اشکی خیلی شیطونی میکنهجوووون عمه کوچیکه من نه

ناهید خودمون و میگی آجی ناهیدمون و منم عااااااااااااشقشم
برو خواهر جون
خوش بگذره بهت عزیز دل
ما خواهر برادرام همینکارو میکنیم 5شنبه ها
منم باید کم کم حاضر شم برم
تا بعد
خدا به همرات
دوست خوبم:
به شما ههم خووووش بگذره خواهری
وقتی با خدا ی خود پر یا پوچ بازی می کنی ،نترس خواهی برد.چون پروردگارمهربان دو دستش پر است.
در زمستان سرد،کلاغی برای جوجه هایش غذا پیدا نمیکرد و به ناچارگوشت تنش را میکند وبه آنها می داد تا زنده بمانند،زمستان که تمام شد کلاغ مرد .بعد از مرگ مادر ،جوجه هایش گفتند:چه خوب شد مرد خسته شده بودیم از این غذای تکراری! این است واقعیت روزگار...
به طره گیسوی تو دست رقیب گشت دراز
میان جمع تو چه دانی که من چه حال شدم
دوستانم را مرور میکنم تا خاموشیم نشان فراموشیم نباشد...
هر گاه از شدت تنهایی به سرم هوس اعتمادی دوباره می زند،خنجر خیانتی را که در پشتم فرو رفته در میاورم می بوسمش صیقلی عاشقانه ،اندکی نمک به رویش،نوازشش کرده دوباره بر سر جایش میگزارم از قول من به آن لعنتی بگویید،خیالش تخت ،من دیوانه هنوز به خنجرش وفادارم.....
خدای اطلسی ها با توباشد،پناه بی کسی ها با تو باشد،تمام لحظه های خوب عمرت بجز دلواپسی ها باتو باشد.
دوست من به کسی اعتماد کن که بتواند سه چیز درتورا بفهمد.اندوه پنهان شده در لبخندت را،عشق پنهان شده در عصبانیتت را،ومعنای حقیقی سکوتت را.ه
نگاه زیبای خدا را برایت آرزو می کنم چون وقتی نگاه او به سمت توست به دیگری نیازمند نخواهی شد.
باید برم مامی میخواد بره بیرون میخواد دستورات لازم و بهم بده

باااااااااااااااااااااااااااای
دوست خوبم:
دست به تلفن نزنی ک از همه جیززززززززززززتره

بااااااااااااااااااااااااااااااااااااای
سلامی به زیبایی هایت
بانوی مهربان
تمام دنیا برایت و به نامت
قامت به عشق می بندند
روزهایت نو
روزهایت مبارک
در برابر مهر و مهربانی های بی حدت
سر تعظیم
فرو می آید...
خواستن همیشه توانستن نیست

گاهی فقط داغ بزرگیست که تا ابد بر دلت میماند
چقدر درد بزرگیست جای مـــــن باشی


زمانه مـــــرد بخواهد و تـــــو زن باشی


تمام روز دل از غصـــــه بیستون بشود


وشب گلو بخراشی و کوهکن باشی
چشای آسمون خیسه
شب و روزام غم داره
نباشی زندگی سخته
دلم یک چیزی کم داره


تو مثل حوض نقاشی
رو بوم قلب آشوبم
تمام آرزوهامی
چقد با بودنت خوبم


کجای قصه دستات و
به نامم می کنی بانو !؟
همه دنیا رو با خنده ت
به کامم می کنی بانو ؟


ازینجا تا نگاه تو
مسافت قد آغوشه
تمام واژه با یادت
لباس شعر می پوشه


چه کاری کردی با قلبم
که غرق خواهشت می شم
بگو دستام و کم داری
خودم آرامشت می شم


تو فکر بودن ِ با تو
شبا تا صبح بیدارم
آخه بدجور می خوامت
آخه خیلی دوسِت دارم ...
دسـت بـه “صورتـم” نـزن !

می تـرسم بیـفتـد

نقـاب خنـدانـی کـه بـر چهـره دارم !

و بعــد

سیـل ِ اشـک هـایـم “تـــــــــــو” را بـا خـود ببــرد

و بـاز

من بمانم و تنهــــــایی …!!
شاید میان این همه "نامردی" باید شیطان را بستایم

که"دروغ" نگفت ،

جهنم را بجان خرید

اما "تظاهر" به دوست داشتن "آدم" نکرد..
سیه چشمی به کار عشق استاد
به من درس محبت خوب میداد
مرا از یاد برد آخر ولی من
بجز او عالمی را بردم از یاد
درموج گیسویت می مانم تا دنیا بوی خوشت را استشمام کند♥
سلاااااااااااااام آبجی هنگامه جوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووونم خوبی نفسم؟
الهی قربونت برم که اینقد خوب و مهربونی خیلی زیاد دوست دارم
دوست خوبم:
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام آجی جوووووووووووووونم فدات مدات مهربونم
خوب است بدانیم گاهی آنچه میکشیم درد بی او بودن نیست تاوان با او بودن است ...
دیالوگ به یاد ماندنی از فیلم ماتریکس
تو به تقدیر اعتقاد داری؟
-نه
-چرا؟
-چون دلم نمیخواد فکر کنم زندگیم در اختیار خودم نیست
من اگه خـــــــــــــــــــــدا بودم یه بار دیگه تمـــــــــــــــوم بنده هام رو میشمردم ببینم که یه وقت یکیشون تنــــــــــــــها نمونده باشه و هوای دو نفره ها رو انقدر به رخ تک نفره ها نمی کشیدم!!!!
" زنده یاد پناهی "
"ﻋﺸﻖ" ﻳﻌﻨﻰ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭﺑﺪﻯ ﻙ ﻧﺎﺑﻮﺩﺕ ﻛﻨﻪ.. ﺍﻣﺎ
"ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ"ﻛﻨﻰ ﻛﻪ ﺍﻳﻨﻜﺎﺭﻭﻧﻤﻴﻜﻨﻪ . . .
حالا درسته گفتی نقد نکنیم ولی خب ب من که نگفتی هیچی نگو

=ینی تهش اسم(احمد حیدری) اگه نبود میگفتم:
هنگامه جونه شما فک نمیکنی اینو ی پسر باید برا دختر بخونه!؟
ک اسمو دیدم ولی خب بازم هنگامه جون شما فک نمیکنی اینو پسر برا دختر میخونه و شما خودت دختری
دوست خوبم:
تحفه من ک ننوشتم و یه پسر گل نوشته برای دوست دخترش حتما

اگه زنش بود ک مث همون دیشب عباس کچل ک گفتم
حرفای خودمو ب خودم تحویل میدی(ای تو روحت+اگه اعتقادم نداری مهم نیست بازم تو روحت)
دوست خوبم:
تو روحت من به هیچی اعتقاد ندارم تا دلت بخواد بچه هام عمه دارن برای اونا قبوله
سلام هنگامه جون خوبی؟
خدایی خیلی شرمنده کردی منو بسیارممنونم عزیز
کاشکی بتونم زحمتت را جبران کنم،حداقل بیام دست بوسی عباس آقا
شما بسیارمهربونید وفقط میتونم بگم مهربون دوستتون دارم
دوست خوبم:
سلام قالی نخ نما

خواهش من کاری نکردم فقط یه شعر ازت ربودم

عباس کچلم دست بوس شماست والابوخودا
ساعتها را جلو می کشند
وقت شرعی چشمانت زودتر از راه خواهد رسید
رکعتی بر بوسه نگاهت خواهم گذاشت
همیشه دعا کنید

چشمانی داشته باشید که بهترین ها را در آدم ها ببیند

قلبی که خطا کارترین ها را ببخشد

ذهنی که بد یها را فراموش کند

و روحی که هیچ گاه ایمانش به خدا را از دست ندهد
ﭼﻪ ﺗﻠﺨﻪ …

ﺧــــــــــــــــﻮﺩﺕ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﺸﯽ ﺑﺰﺍﺭﯼ ﺑﺮﯼ

ﺍﻣﺎ ﺩﻟﺖ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﻧﯿﺎﺩ..
این روزهـــــا

کمـتـر شاعـر می شوم

تقصیر خودم نـیـســت

حوصله ام پـیــر شـــــده !

و مـدادی کـه

عـصـای افکــارمـغـشوشم می شود …
همیشه حرف هایی هست پراز درد..

پراز بغض..

پراز سکوت..

همان هایی که هرکارمیکنی نمیتوانی باکسی دردو دلشان کنی..

می آیند تا نوک زبانت واما...

دهانت باز نمیشود...

با بغض قورتشان میدهی وسیر میشوی..

سیرسیر..

از همه چی....
سه چیز رو هرگز فراموش نکن

به همه نمی تونی کمک کنی

همه چیز رو نمی توانی عوض کنی

همه تو رو دوست نخواهند داشت...
آدم که غمگین می شود
خودش را جدا می کند از جمع
که مبادا آسیبی به خوشی های دیگران بزند ...
مورد فراموشی قرار می گیرد
و تنهاتر و تنهاتر می شود
آنچنان در تنهـایی خود غـرق می شود که
دیگـر با هیـچ تلنگری بر نمی خیزد
و این آغاز تلخ یک پایان است ....
نـــه نمیــــدانــــی!


هیـــــچ کـــس نمـی دانــــد


پشتــــــــ ایـن چهــــره ی آرام،


در دلــــــــــم چــه مـی گـذرد!
آدمـ ـهـا میــ آیند
زندگیــ میــ کنند
میــ میـرند
و میــ روند . . .
امـ ــــــ ـــــ ــــ ـــــا،
فاجعــۀ زندگیــ تـو
آنـ هنگـام آغـاز میــ شود کِــ
" آدمیــ میــ رود امــــا نمیــ میرد"
میــ ماند
و نبودنش
در تـو
چنان تـــــــــه نشین میــ شود
کِـ تـو میــ میری
در حالیــ کِـ زنده ایـ !!
دستای مردانه ات را میخواهم

که بگیرم و بگم بیخال

غم دنیا من یه نفر رو

دارم که دستمو میگیره

نمیزاره بیوفتم ....
( تعداد کل: 112 )
   1       2       3    >>
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد