من عاشقم ،دیوانه ام
از خویشتن بیگانه ام
او شمع و من پروانه ام
دیوانه ام،دیوانه ام
آیید و زنجیرم کنید
با عقل تدبیرم کنید
وز عشق او سیرم کنید
دیوانه ام،دیوانه ام
نی نی خطا گفتم ،خطا
بگذار تا سوزد مرا
پا تا بسر سر تا به پا
دیوانه ام،دیوانه ام
این سینه پر سوز من است
وین اشک شب افروز من
آن شام من ،این روز من
دیوانه ام ،دیوانه ام
پندار را سو کنم
وزی کوی جانان رو کنم
جان را فد ای او کنم
دیوانه ام،دیوانه ام
تها منزل محبوب ما
سنگ است و ره فرسنگ ها
باسر رو ، ره یا به پا
دیوانه ام ،دیوانه ام
هیچ و باد است جها
گفتی و باور کردی
کاش یک روز به اندازه هیچ
غم بیهوده نمیخوردی
کاش یک لحظه به سرمستی باد
شاد و آزاد به سر می بردی
ســلام
خنده ام زنده از آن غنچه لبهای تو بود
ودو چشمان سیاهم در برق
چیره بر سرخی رخسار تو بود
تو مرا یادت هست
سلام خانمی
salam midoonam nemitooni bekhoonish o hers mikhori chi neveshtam kheili hal mide aziatet konam boro darseto bekhoon betooni englisi bekhooni hey mese bache ha nayay begi reza bia bebin che neveshte


پررو بازی هم در نیاری میزنم له و پت میکنم چون اصاب مصاب ندارم
خوب جرات داری تاییدش کن
به منم بیا سر بزن
buoooooooooooooooooooooooo
pcare khar
بیچاره ترسو جلوی روم بیا دهنت و سرویس کنم
دلتنگم . . . !
دلتنگ کسی که گردش روزگارش به من که رسید از حرکت ایستاد . . . !
دلتنگ کسی که دلتنگیهایم را ندید . . .
دلتنگ خودم . . .
خودی که مدتهاست گم کرده ام . . . !
کسی هرگز نمیداند چه سازی میزند دنیا....
چه میدانی تو از امروز چه میدانم من از فردا...
برو بینیم بغلم بودی و چقد بت کمک کردم تا بخونیش



اصن به اقا مهندس نمیایید
بهتره خودتونو تغییر بدید به اقا دکتر بیایید


اصن کلا غلط املایی از سر و روت میباره
تعجب میکنم پسرت حاج اقا رضا خان خوشتیپ جان باشه و شما اینجور باشی
اره پسرم شرمنده تو خیلی خوب و باحالی








من ازت خجالت میکشم از بس تو خوبی
من نادم و پشیمانم
دوست دارم
خداییش خیلی خبیثم به جا مامانم نظرمو تایید کردم ها ها ها هنوز نفهمیده
تو تنها نیستی...
دوستانی در نزدیکی ات قدم میزنند...
که شاید هرگز نبینی...
مهربانی هایی که...
شاید بعد ها نصیبت شود...
گفته ی سهراب را گوش کردی؟؟؟
چشم هایت را شُستی؟؟؟
جورِ دیگر دیدی؟؟؟
...
خوب ببین...
زندگی زیباست...
رنگا رنگ است...
روزها خوبند...
ماه ها بهترند...
و سالها عالیترند...
میگذرند....
و تو تمامی خوبی ها را تجربه میکنی...
قدم هایت که ایستاد...
روبرویِ خدایی...
رویِ ماهِ خدا را همانجا ببوس
تا کجای قصه ها باید ز دلتنگی نوشت ؟
تا به کی بازیچه بودن در دو دست سرنوشت؟
تا به کی با ضربه های درد باید رام شد؟
یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد؟
کبوتر شد و رفت
روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت
زیر باران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت
چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم
آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت
روز میلاد ، همان روز که عاشق شده بود
مرگ با لحظه ی میلاد برابر شد و رفت
او کسی بود که از غرق شدن می ترسید
عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت
هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد
دختری ساده که یک روز کبوتر شد و رفت
من مانده ام با یک دل ،لبریز از دل واپسی
ماندن و پوسیدن همان ، روزی به حرفم میرسی
در این غریب آباد ،با آب بیگانه ،با خاک بیگانه
ای عاشق رفتن خوش می روی خانه
سلام سلام. به به زود بیدار میشین .آفرین
حالتون خوبه؟
با اینکه دیشب خیلی دیر خوابیدم اما سعی کردم زود بیدار بشم تا عادت بشه ااااااااااایشالا
خیلی خوشمل بود دوش داشتم ایول
میسی .لدفن خجاجت ندبن
سلام
ببخشید
می بینید که بهتر شد یا نه؟
میام سر میزنم ببخشید اگه ...
بابا ایول.
مثل همیشه معرکه بود.
ای جونم عززززززززززززیزم
میسی
ممممممم
خوشمان آمد....
نی نی خطا گفتم خطا...
چشمک
فهمیدم عزیزم
بووووووووووووووووووس
اسممو یادم رفته بود
چرا راستی اسمت چیه
پست جدید مطلب جنجالی نمیذارین آیا؟!
مث چی ؟
سلام عاشق دیوونه و از خویشتن بیگاانه؟
دیواانه به زبوون ما بندری ها میششه گنوووغ
خــوب ِ مــن ،
همین جا درون شعرهایم بمان
تا وسوسه یِ دوستت دارم هایِ دروغینِ آدمها مرا با خود نبرد
به سرزمین هایِ دورِ احساس ؛
من اینجا هر روز با تـو عاشقی می کنم بی انتها
شعرِ من بهانه ایست برای مـا شدن دستهایمان
تا تکرارِ غریبانه یِ جدایی را شکست دهیم
اوهو چه رومانتیک شدی
بابا ایول به این احساس
لحظه دیدار نزدیک است
باز میلرزد دلم دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم........
زیبا زیبا
مسرور باشی
آخه چقدر تلخ
گفتن زندگی شیرین است چشیدیم و جز تلخی نفهمیدیم .
خدایا پس مرگ را نصیبمان کن شاید تلخی اش کمتر باشد ...
خدا نکنه دلبرکم عزیزکم
چه سخت است با غصه بنویسی وبا لبخند بازی کنی
چارلی چاپلین
مثل مثل....
امممممممم خب خودتون انتخاب کنین!
از استادی پرسیدﻧﺪ :ﺁﯾﺎ ﻗﻠﺒﯽ ﮐﻪ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﻮﺩ؟
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ : ﺑﻠﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ.
ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ :ﺁﯾﺎ ﺷﻤﺎ ﺗﺎﮐﻨﻮﻥ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺁﺏ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﯾﺪ؟
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ :ﺁﯾﺎ ﺷﻤﺎ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺩﺳﺖ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﯾﺪ؟
بیش از این باده به پیمانه مریز
آبروی من دیوانه مریز
مرغ نالان به چکارت آید
دام بردار و دگر دانه مریز
آتش حسرت از آن برق نگاه
بر دل محرم و بیگانه مریز
سلام آجیه گل خودم الهی فدات بشم عزیزم مرسی بخاطر شعر زیبات بوووووووووووووس
سلام عزیزکم ممنون فدات بووووووووووووووس
ﻫــــــﺮ ﭼــــــﻪ ﺑﯿﺸﺘـــــــــﺮ ﻣﯿﻨـــــــﻮﯾﺴــــــﻢ ﺗﺸﻨــــــــــﻪ ﺗـــﺮ ﻣﯿﺸــــــﻮﻡ ﺑـــﻪ ﮔــﻔﺘﻨﺖ! ﺑﯿــــــﺎ ﻭ ﺳﯿــــــــــــــــــﺮﺍﺑﻢ ﮐــــــــﻦ... ﺑـــﻪ ﻟـــﺤﻈــــﻪ ﺍﯼ ﺧﻨــــﺪﯾـــﺪﻧــﺖ ﺑــــــﻪ ﺟـــــﺮﻋــــﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺩﯾـــــﺪﻧــﺖ!
پروانه ها ...
پروانه ها با سوختن
راه آسمان را میانبر می زنند ...
مسرور باشی
سلام
چه ترانه ی قشنگی
اینجا شکلک رقص نداره؟ منظورم رقصهای عرفانیه!
سلام گلم میسی

رقص عربی بیتره تازه بیا تانگو برقصیم اون بی بیتره
عرفانی همین شعر هاش بسه منو کشته
چیه بهم نمیاد رمانتیک باشم؟؟؟
نه اصلا به پسر شیطون ها میخوری
یادت هست گفته بودم تنهایت نمیگذارم
تو در تنهایی هایت هم تنها نیستی
جایم را تغییر داده ام
از کنارت به پشت سرت رفته ام
گفته بودم به من تکیه کن
ممنوم نوشته ات زیبا مث خودت