بازم رضا افسردگیش گل کرده ...داره میره سفر منم ک کار دارم همراهیش نمیکنم ...
یکی هم ب ستاره قول دادم نرم با داییش .چکار کنم دست خودم نی باهاش رو در واستی دارم
داره لب تابم با خودش میبره شرمنده چند روز نمیتونم بیام خونتون
الان گریه ی شدید شدید
کوه پرسید ز رود ، زیر این سقف کبود
راز ماندن در چیست؟ گفت : در رفتن من
کوه پرسید و من؟ گفت : در ماندن تو
بلبلی گفت : و من ؟
خنده ای کرد و گفت : در غزلخوانی تو
آه از آن ابادی که در آن کوه رود
رود ، مرداب شود ، و در آن بلبل سر گشته سرش را به گریبان ببرد
و نخواند دیگر
من و تو بلبل و کوه و رودیم
راز ماندن جز
در خواندن من ، ماندن تو ، رفتن یاران سفر کرده ی مان نیست
بدان !