تا به حال به ازدواج فک کردین؟؟؟
خو بزارین یکم از ازدواج خودم بگم تا درس عبرتی باشد برای آیندگان
من13سال و...(.نه بزاربگم14 که احساس بزرگ شدن داشته باشم)بودم که عباس کچل که البته اونموقع مو داشت به خواستگاری من اومد.. تحقیق و بقیه کارهاش بی خیال اصل و بچسب.
ما که دیدیم دیگه ایندفعه داره جدی میشه قند تو دلمون آب میشد هی غش و ضعف میرفت
هی تا صبح خواب عروس شدن میدیم و هی ازاینکه میتونم آرایش کنم توی دلمون یه چیزی ول میخورد که نگو...اولین چیزی که انتخاب کردم یه رژلب قررررررررررررمز بود وای نمیدونی چه کیف میداد که دیگه مداد رنگی قرمزم رو یواشکی روی لبم نمیکشیدم
تا بلاخره از طریق رضایت دادگاه چو ن سنم قانونی نبود عقد شدو من ازدواج کردموای یازم
نمیدونید چقدر ذوقیده بودم هی جلوی آیینه میرفتم خودم رو نگاه میکردم فک میکردم دیگه خیلی بزرگ شدم .....هاااااااا مگه چیه خنده نداره
بجون شوهرمان دعا میکردم که اومده منو گرفته
ویه دونه محض رضای خدا عکس که دهنم بسته باشه و نخندیده باشم ندارم همه عکسها لبها تا بنا گوش بازه آخه خیلی ذوق کرده بودم
سلام
خب درس عبرتش کجا ست؟
شما پیدا کنید پرتغال فروشو
من هی این و گفتم که آزادی به دخترها دادن آرایش کنن و به خاطر یه رژمالیدن خودشون و تو آتیش نندازن
سلام . اومدم بگم که منم دلم یه ذره شده براتون. پس بوس


ما که اجازه همه چی بمون دادن آرایش و ایناشو منظورمه اما خب الانم قصد ازدواج داریم بازم
حالا چیکا کنیم
ای جونم عسل دخملی خودم قربون اون شیطونیات دلم واست تنگیده بود



خو شوهری کن اینم کار نداره اما اگه پشیمون شدی نگی به من نگفتی
یکیم مث عباس آقای شما فداکار پیدا نمیشه ما رو بگیره


بخاطر خودم نمیگما، میگم مامانم اینا یه دوماد گیرشون بیاد تنوع شه براشون . یه آدم جدید خسته شدن اینقد منو تنها دیدن
سراغ داشتین خبر کنین
من که همیشه از عباس کچلم تشکر میکنم وگرنه تا حالا خونه بابام مونده بودم بخودا
دارم دوتا
14 سالگی ازدواج کردی؟؟؟؟


به جای رژ لب از مداد قرمز استفاده میکردی
بابا تو دیگه کی هستی........
خو مگه چیه
خیلیم دلتون بخواد یه مرد میاد خودشو بدبخت میکنه و زن میگیره


البته می خواد بار گناهاش کم بشه زن میگیره ها
تازه مگه میشه تو این گرونیا زن گرف؟؟؟؟؟
نه دیگه نرخ زن رفته بالا خوب شد من زودتر ازدواج کردم وگرنه دیگه تو این گرونی رو دست باباییم مونده بودم
اگه دوتای خودتون منظورتونه ،که یکیشونو نسیم شش دونگ سند بنام زده
اون یکیم که میدونین آبمون با هم توو یه جوب نمیره
نسیم که قهر کرده
حمیدو پرت کرده...
خو رضا یه کم بی عقله وگرنه باید تو رو
تو این گرونی اگه دختر مهرم کم بیگیره...........
پسرا دیگه شرایط ازدواج ندارن مگه اینکه ماهی یکی دو ملیون درامد داشته باشن
من فقط صد هزار تومن بود ......
۱۴ سالگی خیلی زوده

خوبه خانواده ت اجازه دادن اون موقع ازدواج کنی !!!
آزادی به حدکافی داریم خوشبختانه
قصد ازدواج هم تا مدت ۵ سال نداریم ...
مجردی رو عشقه یه حال دیگه ای داره تو دوران مجردی مال خودتی ...
راستی تو گفتی مانی رو میخوای
غیرتی شدم الان
مشخصه هنگامه جان ؟
خیلیم دیر بود وگرنه کجا شوهری گیرم میومد ......
اره خیلی معلومه خواهرو داشته باش
نه بابا نسیم که سفت حمیدو چسبیده

رضا هم نه خب یخرده زیادی اعتماد بنفسش بالاس پیرمرد
خو بچه ام چکار کنه از خودش تعریف میکنه از پستی که تو وب من گذاشته معلومه چه کارس
چقد بامزه
خجالتم نده
الان دارم به دوستای اون موقعت فکر میکنم که چی تیکه ای بهت مینداختن
اونام خودشون دست کمی داشتن.....
14 سال؟!!!!
بعععععععععععععععععععلع
این مدادرنگی قرمزها رو از خاله م هم شنیده بودم
یه گلایه! یه ظلمی نسل شما در حق ما کرده، با درس و مدرسه سر ما رو گرم کردین از نظرتون بچه ای که درس نخونه ناخلفه!
از هفت سالگی نوزده سال تمومه کله مون رو انداختیم تو کتاب درس خوندیم تازه میگیم می خوایم بریم سربازی بیایم دیگه بریم سر کار وزندگی بابامون ابرو کج می کنه و ترش می کنه که چرا نمی خوای برا ادامه تحصیل کنکور بدی. انتظار پدر مادرها الآن این شده که بچه ها تا سی سالگی تا دکترا نگرفتن و مایۀ سربلندی کامل پدر مادرشون و پز دادنشون تو فامیل نشدن، فکر زن و زندگی نکنن. تازه طرف شانس بیاره سربازی معاف باشه یکی مثل من که دو سال هم باید بره سگدویی تو کلانتری که دیگه بدتر.
سی سال تمام گشت و به آخر رسید عمر.... ما هم کچل در حسرت عشق تو مانده ایم.
الهی داداشی چقدر درد دل داشتی ووووووووووواااااااااااااای
خو بیتر بخدا درست رو بخون زن گرفتن راحته
ای جانم عزیزم


منم همین سن ازدواج کردم
ولـــــــــــی اصلا همچین حسی نداشتم
جدی پس تو از نظر عقلبی بزرگتر از منی
کجایین شما
رفته بودم رنگ بخرم ...
چه رنگی عه عه عه زرنگی خودت بگو چه رنگی
سلام.اجازه؟
من نفهمیدم برا چی اجازه دادگاه؟؟؟؟؟؟؟ینی اگه یه دختر 14 ساله بخواد ازدواج کنه باید از دادگاه اجازه بگیره؟؟؟؟
ولی حیفه زودی ازدواج کنن ملت!دوران مجردی به این خوبی
هیشکی گیر نمیده و اذیتت نمیکنه!
به به!مجردا نفس میکشن بوخودا
ازدواج کردن اون موقع باید به سن قانونی میرسیدی 14 سال تموم
خو هر کدوم واسه خودش عالمی داره
نسکافه ای؟ شایدم بلوند
تو بردی
حالا جایزه چی میخای
کدوم درست بود؟
هرچی خودتون دادی قبوله
خب جایزه مممممممم
نمیدونم
رنگی گه گفتی دودوسه
هر چی بگی فقط باید بیایی خونمون بخودا
خونتون که خیلی دلم میخاد .

حالا چی میدین بم؟1 اصلا واجب شد بیام عکساتونو ببینم
نمیدونی عسل دخملی وقتی بهم سر میزنی و بهم میگی مامان چقدر خر خر میشم
تو بیا هرررررررررررچی بخای میخرم بخودا
سلام

من هم 20 ساله بودم که ازدواج کردم .
زود ازدواج کردن محاسن زیادی داره ... از جمله اینکه با بچه ها مون با هم بزرگ شدیم ! و خیلی با هم مشکلی نداشتیم .
انشاءالله در جوار عزیزان و خانواده گرامیتون سالهای سال عمر باعزت و توام با سلامت و سعادت داشته باشید.
سلام
بعله همینطوره منم با بچه هام بزرگ شدم
شما و خانواده تان هم در پناه ایزد منان روزگارتان خوش
عی بابا حمید که نمیاد خواستگاری ما این شکلی
بشیم رضا هم که همش میگه نامزدمو بدین برم
کجا بره پدر سوخته ....کی ...کو ....گجا ......کیه ...
بوس نسیمی خیلی خوش حال شدم عزیزکم
دور جون از مهربونیتونه.

مامان هنگامه
جون دلم ....عزیزم....خوشگلم
ای قربونت برم
خو یه عکس میذاشتید از خودتون ببینیم چجوری میخندیدین
استغفروالله خواهر گناه میشود
اما بخودا یه عکسم ندارم که نخندیده باشم
منم با عسل میام خونتون
اخ جووووووووووون دوتا شیطون دیگه نبود
اقا قبول نیس عسل میاد خونتون من که عروستونم یه تعارفم نمیکنین
حمییییییییییییییییییییید
خواهش میکنم بفرما نسیم جان ...
آخ جووووووووون شد سه تا شیطون
سلام. صبحتون بخیر. چشم فعلا دارم میرم بیرون برگشتم شعرم براتون میذارم. الان حالتون خوبه؟
سلام خانومی
ممنون
امروز با مامانم بودم عالی
ای جان
جااااااااااااااااان دلم
سلام
جه راستگو:D
کسی میاد به جای شما تو وبلاگ من پیام میذاره؟
سلام یعنی چی ؟
حرف بدی که نمیزاره
آق قربون آدم چیزفهم!
آقامن میگم سنت بشکونیدخوددخترابرن خواستگاری به جای اینکه۱۰سال صبرکنن یه پسرازدهات بالابیادخواستگاری!
هاااااااااااااااااااگل مراد هم همین و میگه
اینم یه آپ از فروغ فرخزاد به درخواست شما........
سلام آجی جون الهی قربونت برم خیلی دوست دارم بخدا تو خیلی خوب و مهربونی بووووووووووووووس
سلام عزیزکم لطف داری تو هم خیلی با محبتی
بوووووووووووووس
ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﯾﮏ ﻋﻤﺮ ﺑﺎ ﯾﺎﺩ ﺗﻮﺃﻡ.ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺩﺭ ﻓﮑﺮ ﻣﻨﯽ ﻣﻦ ﺭﻭﺯ ﻭ ﺷﺐ ﻓﮑﺮ ﺗﻮﺃﻡ
من امروز ،برای رفع غمهایت، برای قلب زیبایت ،برای آرزوهایت .
دعا کردم
چی صد تومن بود مهرت یا حقوق ماهیانت
من پسرا رو میگم...
بله صدهزار تومن تازه اون موقع ترکوند خیلی زیاد بود
منم میام خونتون!!!!!!!!!!!برا من شامو دوتا حساب کنین گشنمه!!!!!!!!!!!!!!!!!
راستی سلام.
آخ جون چهارتا شدید
چه شود بامن میشد 7تا
عی بابا اینا چش ندارن ببینن من فقط بیام خونتون همه راه افتادن دنبالم که
اتفاقا دوره همی میچسبه
شیطونی در حد
زیبا بود...خاطره جالبی بود...
زبون ندارم
الهی.....مداد رنگی رو خوب اومدی ولی من همش کله ام تو لوازم آرایشیه مامانم بود طفلی هی قایم میکرد ولی من از اون سرتقا بودم.....
من 17 سالم بود عقد کردم 4 ساله بعد عروسی کردیم
مادربزرگم 9 سالش بوده ک عروسی کرده
من 17 دومین بچه ام حامله بودم
ای چونم
نه عزیزِ دلم دلیلش اینه عاشق بازی کردن بودم


الانم با این سنم عاشقِ بازیو شیطونیم
زود شوهرم دادن گمونم سیر بازی نشدم
الهی بگردم ....درک میکنم عزیزم

خودمم همین طورم هنوز شلوغ و پر جنب و جوش
چیکار کنم دست خودم نیست تو این سن بیشتر حال میده همه سنگین میشینن و خودشون رو میگیرن اما من مشغول شیطونی ام
سلام هنگامه جونم.

خوبی عزیزم؟
وای نمیدونی چقدر ازین پستت خوشم اومد.
راستش منم دلم داره قند توش آب میشه
زود زود باقیش رو بنویس تا بخونم.دوست دارم
سلام من به تو یار قدیمی...بازم رفتم توی شعر

میسی
قرفون اون دلت بلم عسیسم