سلااااااام دوستان اینم پست درخواستی چادر
بهم هی نگید ک چ پسری داری ها
ب من مربوط اصن نمیباشد والابوخودا
یکی بود یکی نبود ی روز این آقا رضا ی ما گفت
افسرده شدم
میخوام برم مشهد ولی نمیدونم چرا سر از شاهرود در آورده بود
و ی هفته در آنجا اقامت نمودند و عاقبت مجبور ب ترک آن دیار شدند
اگه گفتید چرا ؟؟؟خوب این آقا با دوست دخترشون در چادر لالا کرده بودن
ک آقا دزده میاد و همه چیز از جمله کارت های شناسایی و گواهینامه و کارت بانک
و 4 عدد گوشی و بقیه چیزها از جمله مقداری از لباس فقط لباسهای تنش مونده براش
و کلی چیزهای دیگه را ربوده و زیر آقا رضای قصه ی ما 4 عدد آجر گذاشته
و رفته بودندی و وقتی بیدار میشن میبینن هی چی نداره و نمیتونه دیگه توی اون شهر بمونه
ب پدری گرام زنگ میزنه تا ب حساب ی نفر آشنای دوست دخترشون
پول واریز شده و ایشون شلواز و البسه خریداری نمودند و ب ماشینش بنزین میزنه
و راهی قم میشه و تا 6و7 ماه دوندگی برای مدارک ربوده شده ب عمل میاره
حالا درس عبرت این موضوع چی بود بعععههله ک با دوست دخترتون توی ی جای
شلوغ تر بخوابید و ی کم هوشیارتر باشید ک دزد زیرتون آجر نزاره و همه چی و نبره
اینجا زمین است
رسم آدم هایش عجیب است
اینجا گم که میشوی
به جای اینکه دنبالت بگردند
فراموشت میکنند..
کجاییییییییییییییییییییییییی تو دخمل؟؟؟؟
خیلی زیبا بود
همینجا خدمت میرسم
با سلام دوست عزیز
من هر روز به شما سر میزنم و از مطالب زیباتون لذت میبرم اما هر روز نمی توانم نظر بدم خواستم در جریان باشید.
با تشکر
سلام دوست من
تشکرات و سپاس
خوشحال می شم لینک وبلاگ من را در وبلاگ قرار دهید در صورت مقدور نبودن اطلاع دهید تا لینک وبلاگ شما نیز حذف شود
با تشکر
شما را لینک کردم
سپاس و دو صد درود بر شما
بسیار زیبا بود
متشکرات
دست این پسریها درد نکنه با این خاطره آفرینیشون
همانا همان شب توی چادر بهترین شب بودندی
بهععععععععله ک بودندی فقط آخرش آقا دزده خرابش کردندی
هنگامه جون تو که آبروی پسرتو بردی که؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!
آپم........... خیییلی دوست خواهی داشت سریع بیااااااااااااا
جیجرتو خیلی عالی بود پستت یوه یوه یوه یوهی
آخیییی
چقد بد میشه ها
هرچی خوشی کرده بودن آقا دزده تلافیشو سرشون دراورده
در عوض ی خاطره شده و فک کنم دیگه تمام ایران خبر دارند ازش