یهوویی دلم گرفت با رضا رفتم تهرون بی اینکه ب عباس کچل بگم
عاخه شهرام زنش مزون لباس داره منم ک حســــــــــــــــــــــــــــــــــــاس
زعد از دو روز ...اونجا یادم افتاد ک تولد بیتاست
ب رضا گفتم من میخوام برم قم گفت: نمیشه من هنوز کار دارم
من ک دیدم ب تولد نمیرسم یهووویی یادم افتاد ک حالم خیلی بده و باید آمپول بزنم
ب رضا گفتم یعنی دید ک چقدر حالم بده
من و تا مهتاب آورد چون خیلی کار داشت بچه ام
بعد از اونجا با دامادی هماهنگ کرده بود ک بیاد از اونجا من و ببره تا قم دامادی گفت کار داشتم
و منم ک حالش و گرفتم کاملا و اصلنم ی دفعه هم ازش تشکر نکردم
ک از کارش بیکار شده و اومده این همه راه ک من و بیاره خونه
تازه یهووویی هواسم نبود بهش گفتم ک تولد دعوت دارم
و اونم فهمید این حال نداشتن من از کجا سرچشمه میگیره
بعد از دوروز ک پیدام شد هنوز نیومده خونه... رفتم تولد
جای شما خیلی خالی بود ک ی تولد کامل بود
آخر شب ک اومدم خونه
عباس کچل بهم گفت عایا من زن دارمیا نچ؟؟؟
ولیـــــــن تـــــــو بـــــــودی ♥
♥ آخریـــــــن هم تـــــــو خواهـــــــی بود ♥
♥ نمی خواهـــــــم طعـــــــم چشم دیگری را بنوشـــــــم ♥
♥ انتظـــــــار بارانت سخـــــــت هم باشـــــــد ♥
♥ فقـــــــط به خیـــــــال آمدنـــــــت ♥
♥ خیـــــــس خیـــــــسم ♥
ﺗﻤﺎﻡ ﭘﻞ ﻫﺎﯼ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﺭﺍ، ﺧﺮﺍﺏ ﮐﺮﺩﻡ
ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺭﺍﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﯼ ﺑﯽ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ!
ﻧﻪ ﻗﺼﺪ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺩﺍﺭﻡ..
ﻧﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ، ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩﻡ، ﮐﻪ ﺁﻧﺠﺎ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺍﯼ!
انا ینی ب وب خودتم نمیرحمی؟
اخودتم دزدی میکنی
برای ربودن وب خودم و وب شما نداره
چقدر غریب !
هیچکس انگار هوای هیچکس را نمیکند!
یخ کرده زمین از بی هوایی …
لیاقت می خواهد "شریک " شدن....!!
تو خوش باش به همین "با هم " بودن های امروز
من خوشم به خلوت تنهایی ام ... !!
تو بخند به امروز . . . من میخندم به فرداهایت . . . . !!
زمانی که آسمان دلت از نامردی ها ابریست؛
به چشمانت اجازه باریدن نده که در خود شکستن،
بهتر از در نگاه دیگران شکستن است.
و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد
و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد
چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟
چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟
بوسیدنِ بعضیآ "حـروم" نیست!
جزو "واجــبآتِ"!
واجبه که هرچه زودتر ببوسیشون ُ
بذاریشون کنــار!
وقتی می بینی طرف دیگه
به هیچ کدوم از رفتارات اعتراض نمی کنه ،
فکر نکن آدم ایده آلی شدی ،
این زنگ خطره ... !!
داره نسبت به تو بی تفاوت می شه .
دلت که دریایی باشد ...
شبها، قـرص ماه ...
مَد میکند بــه ساحل چشمانت ...
اشـک را ...
دلت که دریایی باشد ...
شبها، قـرص ماه ...
مَد میکند بــه ساحل چشمانت ...
اشـک را ...
گذاشتــم به دارم بکشنــد!
بــی گنــاه بـــودم اما….
حوصلـــه اثبـــاتش را نـــداشتم…!
یکی به جرم تفاوت تنهاست و یکی به جرم تنهایی متفاوت …
زندگی رقص واژگان است …
یه مطلب گذاشتم بیا بخون...
اوووووووووومدم
نمیدانم آلزایمر بود یا عشق؟
از روزی که مبتلایش شدم خودم را از یاد بردم...
جیگررررررررررررررررتو
غضنفر به نامزدش اس ام اس میده
عزیزم من تا ۱۰ دقیقه دیگه میام پیشت
اگه نیومدم اس ام اس رو دوباره بخون !
این روزها اگه تو خونه باهاتون مهربون شدن
به سرعت خونه رو ترک کنید !
قضیه خونه تکونی جدیه !!
هــا ها ها عجب هنگامه ای ناقلایی
خوشم میات
اصن سرهمه کلاه گنده میذاری بدجور
یوهوهی یوه یوه یوه یوهیییی منم دیگه
ز سکوتم بترس...!
وقتی که ساکت میشوم
لابد همه ی
درد و دل هایم را برای خـــــدا برده ام...
ابن دفعه با من طرف نیستی...