عاقا محسن همسایه ک یادتون هست
دیروز توی کوچه دیدمش یادم افتاد چند وقته از شعر هاش پست نزدم
اینم ی شعر انتخابی از کتاب ماه بر کوهان
گشا چشمان خود را ای سیه مژگان سنگین دل
دلم در واپس آن سایه ها گردیده زندانی
لبت بسیار بر احوال من خندید می دانم
نگاهم چند بر یاد تو گریان است می دانی؟
کبوتر های چشمانم ز دامت دانه می جویند
طریق صید این باشد ک دام و دانه بفشانی
رها کن دام گیسو را که این مرغان دلجو را
نباشد دانه ای خوش تر ز خال روی پیشانی
یک دقیقه بوسیدن 26 کالری می سوزاند
.
.
.
شما نمیخوای یکمی لاغر بشی خواهری؟؟
خواهری دیگه پیشرفتش نده برای لاغری
به هوای آرزوهایت اسپندی دود میکنم
تادورباشد چشم ناپاک ازچشم مهربانت
گله ای نیست!
حق داشت بره.
دلم زیادی براش تنگ بود.
انقدر تنگ که دیگه توش راحت نبود...
حالا دیگه راحته
رفته سراغ یه دل بزرگ و امن
یه کاروانسرای مجلل!!!
لحظه ی شیرینی که به تو دل بستم
از تو پرسیدم من : تو منی یا من تو ؟
و تو گفتی هر دو ، و به تو پیوستم
گفتم ای کاش پناهم باشی
همه جا و همه وقت تکیه گاهم باشی …
و تو گفتی هستم ؛ تا نفس هست کنارت هستم …
مهسا برو عیزم بوس
گاهـ ـی حجـ ـم ِ دلــــتنـگی هایـ ـم
آن قــَ ـــ ـدر زیـاد میشود
که دنیــــا
با تمام ِ وسعتش
برایـَم تنگ میشود ...
... دلتنــگـم...
دلتنـــــگ کسی کـــــه
گردش روزگــــارش به من که رسیــــد از
حرکـت ایستـاد...
دلتنگ کسی که دلتنگی هایم را ندید...
دلتنگ ِ خود َم...
خودی که مدتهــــ ــــ ــاست گم کـر د ه ام ...
گذشت دیگر آن زمان که فقط یک بار از دنیا می رفتیم
حالا یک بار از شهر می رویم
یک بار از دیار … یک بار از یاد … یک بار از دل … و یک بار از دست
چ استقبالی ازم نمودندی
ممنون و متشکرم
تو رو خدا تو دیگه سر ب سرم نزار کامنتت و بزار و برو باشه تا بعد بهت بگم
خــُدآ جـونــَـم
یــهِ بـــآر reset کـُن لُطفـــاَ ؛
زِنـدگــی خِیلیــــآ هَنـــگ کـَــردِهِ!
بانو ...
مرد نبوده ای تا بدانی سرت بر روی بازوانم ...
امنیت تو نیست ...
آرامش من است ...
آآآآروم باش ی نفس بلند بکش درست میشه خودت و کنترل کن باشه
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه الان بشتر عصبانی شدم برو کنار


ببین افشین خان من الان کلا خلاصم ناراحت بفهم میدونم ک نبفهمی
خدایا ...
اگه یک روز فراموش کردم که خدای بزرگی دارم...
تو فراموش نکن که بنده کوچیکی داری...
...
با نوازشی و یا تلنگری آرام...
وجودت را ...
همراهیت را ...
مهربانی و بزرگی ات را ...
برایم یاد آوری کن...
آمین
و در این تنهایی
بین تنهایی من
چه بزرگی تنهاست
و تو ای بغض دلم
این تنها
آه.......................خداست
پشت این کاغذها
ناله ای تنها است
من که خود می دانم
فقط این کاغذها
چاره ی یه تنها است
غصه ها بسیار است
کاغذم بی جان است
هر چه من می گویم
پشت هیچستان است
شبت پر از رویاهای شیرین
ممنون
شب خوش
ســلآمتــی رفقــــآیی کــه وقتـــی میـــــرن قیــآمتــــــ
فقـــط زمـــین ازشــون شــآکــیه
واس خآطــــر سنگیــــنی مــرامــشون...
بوسه هایت
بهشت را معنا می دهند
دستهایت
دور دست آرامش را
حلقه میکنند بر تنم
نفسهایت
عشق را معطر میکنند
و آغوشت...
"پرمحتواترین خلاصه ی دنیاست"
آدمها آنقدر زود عوض می شوند …
آنقدر زود که تو فرصت نمی کنی به ساعتت نگاهی بیندازی
و ببینی چند دقیقه بین دوستی ها تا دشمنی ها فاصله افتاده است …
برو خواهری منم میرم خیلی خوابم میاد

شب شما هم طلایی
خیلی خوشحال شدم بودی خواهرکم
ممنون شادی خواهریم



شب شما هم پر از رویا
منم همچنین بوس سفت هنگامه ای
کســـــی توی این نخ نیست
تنها مهـــــره این بند منـــــم
میخـــــواهم خودم را
از گردنـــــت بیــــــــــا بندازم
نامه ای در جیبم
و گلی در مشتم
غصه ای دارم با نی لبکی
سرکوهی گر نیست
ته چاهی بدهید
تا برای دل خود بنوازم.
عشق جایش تنگ است...
رانده
در میکده عشقت ما را اگر ره نیست
درصومعه و دیرو، در روضه ی رضوان هم
درسینه دگر این دل، آرام نمی گیرد
شاید که همین فردا، مهمان ملائک شم
از تمام رمز و رازهای عشق
جز همین سه حرف
جز همین سه حرف ساده ی مین تهی
چیز دیگری سرم نمی شود
من سرم نمی شود
ولی..
راستی دلم که می شود..
چـه غــم انگــــیـز اسـت ..
ســرنــوشـتِ مــاهــیِ کــوچــک ..
وقتــی ،
بــه هــوایِ جُــفتِ خــود ..
بــه اقــــیـانــوس مــی زنــــد ..
و نهــــــنگ هــــا ..
عــاشقَـش مــی شـــونـــــد !
بیا تا قدر یکدیگر بدانیم
که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم
بیا تا مهربانی پیشه سازیم
به مشتی زرق و برق خود را نبازیم
چه آمد بر سر اقوام و خویشان
که گردید جمعشان اینطور پریشان
چرا فامیلها از هم جدایند
چرا دوستان رفیقان بیوفایند
چرا خواهر ز خواهر میگریزد
برادر با برادر میستیزد
چرا دختر ز مادر ننگ دارد
پدر با بچههایش جنگ دارد
چرا مهر و محبت کیمیا شد
همه دوستی، رفاقتها ریا شد
نبینیم خندهای بر روی لبها
نه روز آرامشی داریم نه شبها
نه کس را لحظهای آسوده بینی
به صد کار جمله را آسوده بینی
نه پولدار را ز پولش لذتی هست
نه نادار را به جایی عزتی هست
نه آسایش نه آرامش نه راحت
همه مشتاق یک آن استراحت
نبینی یک نفر را که کسل نیست
پر است دلها وجای درد دل نیست
همه درگیر نوعی اضطرابند
چو نفرین گشته دائم در عذابند
به خود آیید عزیزان راه کج شد
از این رو زندگانیها فلج شد
چو مردم را عوض شد زندگانی
شده این زندگانی زنده مانی
همه چیز هست و روز خوش نبینیم
مدام سر در گریبان مینشینیم
به ظاهر خانههامان کاخ شاه است
درونش یک جهان اندوه و آه است
در و دیوارها کاشی و سنگ است
ولی هر خانه یک میدان جنگ است
تمام خیر و برکتها برافتاد
طبیعت با شما مردم درافتاد
چرا اینگونه شد از من کنید گوش
شده مهر و محبتها فراموش
دگر از بذل و بخششها اثر نیست
ز انصاف و مروت ها خبر نیست
شده نایاب صفا و مهربانی
تعارفها همه سرد و زبانی است
عموجان، خالهجان دیگر نگوییم
برای مرگ هم در آرزوییم
یکی حج میرود سالی دو سه بار
کنارش خواهر نادار و ناچار
یکی با سود پولهای نزولی
رود مکه به امید قبولی
یکی از کربلا و شام گوید
برای فخر بر اقوام گوید
یکی نازد به ماشین و به باغش
یکی باد تکبر در دماغش
یکی انگار از بینی فیل است
ز بس خودخواه و مغرور و بخیل است
یکی وقتی به ماشینش سوار است
فقط مثل بتی از زهرمار است
چنان در غبغبش باد غرور است
که گویی از نژاد سلم و تور است
تمام کارها گشته ریایی
نجابت شد عوض با بیحیایی
بزرگترها ندارند احترامی
به محتاجان نداریم اهتمامی
همه چسبیده جیب و کار خود را
به فکرند تا ببندند بار خود را
کسی را با کسی کاری نباشد
اگر بازی بود یاری نباشد
فقط دنبال نفع و کار خویشند
به فکر گرمی بازار خویشند
نه در فکر حلال و نه حرامند
همه دارند، ولی نعمت زوالند
برای پول در آرند چشم هم را
به هر گندی نمایند پر شکم را
زبس حرص و طمع در سینه دارند
مدام با هم چو دشمن کینه دارند
شرف را مثل کالا میفروشند
برادرها برادر را بدوشند
هنوز بابا نمرده سر دماغ است
سر میراث دعوا داغ داغ است
همه در عالم دیگر بگردند
عبوس و مسخ و بی احساس و سردند
چنین مردم دگر خیری نبینند
اگر قارون شوند باز هم همینند
خلاصه دوستان دانید چه کاریم
همگی بر خر شیطان سواریم
بیا تا راه دیگر پیش گیریم
سراغ از اصل و ذات خویش گیریم
بیا تا قدر یکدیگر بدانیم
غرور و کینه را از خود برانیم
بیا تا دست یکدیگر بگیریم
ضمانت نیست تا فردا نمیریم
میدانی زیبایی زندگی در چیست؟ اینکه بی خبر دعایت کنند،نبینی ونگاهت کنند،ندانیودوستت بدارند،زندگیت همیشه زیبا باد.
دراین دنیای وا نفسا بیاهم درد هم باشیم،بیا با بوسه ای کوتاه پناه قلب هم باشیم،...ببخشیم لحظه ای آرام به این دنیای پر غوغا .اگر چه هر کدام تنها اسیر زندگی هستیم،بیا هر چند دمی کوتاه فقط با یاد هم باشیم.
تمام چیزی که باید اموخت.تنها یک کلمه است{میگذرد
شعر قشنگی انتخاب کردی عالی بود
مچکرات
سلام خوبی ؟

منم خوبم اینقدر سراغم و نگیر
سلام شکر

ایشالا ک خوب باشی
فک کنم تاثیرات آب و هوا باشه روی شما پسرها وگرنه شما حالتون هم خوب بود و هم خوب میشه والابوخودا
دانپزشک آخرین دندان گرگ را کشید!نگاهی به صورت گرگ انداخت وپوز خندی زد....گرگ زیر لب گفت بخند! این است عاقبت گرگی که عاشق بره شود..
واقعا تاثیرات آب و هوا خیلی زیاد شده من میدونم والابوخودا
ساده که باشی زود حل میشوی میروند سراغ مسئله ی بعد
----------------
سلام هنگامه خانم.ممنون از این همه کامنت قشنگتون.
ببخشید دیربهتون سرزدم...این چند روز عزادار بودم
همیشه شادباشید
سلام علیرضا خان خواهش
ایشالا ک غم آخرتون باشه
همه میخندند
من امروزبه بلبل وپرندگان سنگ زدم
به قناری گفتم ک خفه شود
شکوفه هارازیرپاریختم ولگدکردم
بجای خواندن سمنوآی سمنو شعرفروغی رازمزمه میکردم:چرابخت من سیاست تومیدونی
ماهی قرمزازتنگ بیرون افتاده به درک!
من بابیدمشک هم قهرکرده ام
آخرکاراینهافقط آزارمنست رفتنت راهرسال به رخم میکشند
سلام
خیلی قشنگ و زیباست
به به
و احسنت به کسی که سروده و شما[نیشخند]
سلام
مچکرات
من و دیگه بیشترش کن خیلی زحمت کشیدم
و رسالت من این خواهد بود
تا دو استکان چای داغ را
از میان دویست جنگ خونین
به سلامت بگذرانم
تا در شبی بارانی
آن ها را
با خدای خویش
چشم در چشم هم نوش کنیم
حسین پناهی
سلاااااااااااااااااااااااااااام اجی جون خودم
چطوری خوبِ؟؟؟؟
دلمان بسی برایتان تنگولیده بود
سلاااااااااام و علیک واالرحمته الله


شکر
من هم همچنین ..چشن و شادیت مستدام
..................
این اثرات توی قم زندگی کردن بود هااااااا
حواست نیست این روزا چقدر خالی شده دستام/ حواست نیست این روزا تو سرگرمی و من تنهام /حواست نیست هرلحظه دارم ازیاد تو میرم/ ولی بازم تو رویاهام میام دستاتو میگرم
چقد سخته
دلتنگ کسی بشی
که بهش قول دادی دیگه مزاحمش نشی......
به حضرت باران قسم !
اگر نیایی ترکت می کنم !
خودنویسم را زمین می گذارم
و دیگر نازت را نمی کشم ...!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آپم
اومدم
سلام دوست عزیز
مرسی از لطفی که داری
نوشته های شمام قشنگن
سلام
مچکرات شدید هنگامه ای
با تبادل لینک موافقی؟؟؟؟؟؟
بله ..شما هم لینکید
سلام ممنون:شما خودت صاحب اختیاری هرشعری خواستی برداربزن وبت
سلام ممنون از شما حتما این کار و میکنم
دَســـت هــایِ "تــو" تَصــمیـــم بـــود.

بـــایَـــد "مـــیگِــرفـــتَــم" وَ دور مـــیشُــدَم ....
چه بی اعتنا رفتی
نفهمیدم حس من واست یه تفریح بود
شد نیمه شعبان و جهان گشت عیان
از مقدم پاک آن ولی سبحان
آن پرده نشین کاخ وحدت امروز
بنمود رخ از پرده و گردید عیان
میلاد مهدی موعود بر شما گرامی باد
*****مدیریت ترنم بهاری*****
مممنون همچنین برای شما