نفس هایم به سختی می کند همراهیِ جانم
دگر از من نمانده لحظه هایی رو به پایانم
تمام جسم من بیمار و روحم در تلاطم ها
کسی هرگز نمی فهمد چنین احوالِ ویرانم
ملول وخسته و درمانده از تکرارِ بی حاصل
خدایا این عدالت نیست زینسان من پریشانم
شکایت ها به کی گویم؟به دامان که رو آرم؟
دلی پرغصه دارم حیف یاری نیست مهمانم
من آن بلبل که روزی غرق ناز ونعمتِ گلها
که باور می کند اندوهِ نازیبایِ هجرانم؟
من آن سلطان مغروری که روزی همنشینِ یار
به جنگی نابرابر شد اسیر دردِ زندانم
ز بویِ عطرت ای آرامش دلها شدم سرمست
فراموشم شده دنیا و دین وعقل وایمانم
از آن رو شکوه ها دارم که سهمم از تو ویرانیست
نمی خواهم تو را ای غم ،چه می خواهی تو از جانم؟
این احمد عاقا انگار با طرف دعواش شده
همگی دعا کنید آشتی کنن تا شعر دوباره عاشقونه بشه والابوخودا
ممنون هنگامه جان
خواهشات شدید شدید و سفت
شیطننهای مـــــــن همیشه سر جاشونه . . .






















هنگاتمه جونی مـــــــــــــــ30 که اومدی. . .
ااااااااااااااااای جاااااااااااااانم شیطون خانوم


من در بست چاکرخواتم شدید
دعایت میکنم، عاشق شوی روزی
بفهمی زندگی، بیعشق نازیباست
دعایت میکنم، با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی
به لبخندی، تبسم را به لبهای عزیزی، هدیه فرمایی
بیابی، کهکشانی را درون آسمان تیره شبها
بخوانی نغمهای با مهر
دعایت میکنم، در آسمان سینهات
خورشید مهری، رخ بتاباند
دعایت میکنم، روزی زلال قطره اشکی
بیابد راه چشمت را
سلامی از لبان بستهات، جاری شود با مهر
دعایت میکنم، یک شب تو راه خانه خود، گم کنی
با دل بکوبی، کوبه مهمانسرای خالق خود را
دعایت میکنم، روزی بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن
فاصله داری
و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین، پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را، از نوازشهای بارانی
دعایت میکنم
روزی بفهمی، گرچه دوری از خدا
اما خدایت با تو نزدیک است
دعایت میکنم، روزی دلت بیکینه باشد، بیحسد
با عشق
بدانی جای او در سینههای پاک ما پیداست
شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا
بخوانی خالق خود را
اذان صبحگاهی، سینهات را پر کند از نور
ببوسی سجدهگاه خالق خود را
دعایت میکنم، روزی خودت را گم کنی
پیدا شوی در او
دو دست خالیات را پر کنی از حاجت و
با او بگویی:
بیتو این معنای بودن، سخت بیمعناست
دعایت میکنم روزی
نسیمی، خوشه اندیشهات را
گرد و خاک غم، بروباند
کلام گرم محبوبی
تو را عاشق کند بر نور
دعایت میکنم وقتی به دریا میرسی
با موجهای آبی دریا، به رقص آیی
و از جنگل، تو درس سبزی و رویش، بیاموزی
بسان قاصدکها، با پیامی، نور امیدی بتابانی
لباس مهربانی بر تن عریان مسکینان، بپوشانی
به کام پرعطش، یک جرعه آبی، بنوشانی
دعایت میکنم روزی بفهمی،
در میان هستی بیانتها، باید تو میبودی
بیابی جای خود را، در میان نقشه دنیا
برایت آرزو دارم
که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو
اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را، به یاد آرد
دعایت میکنم عاشق شوی روزی
بگیرد آن زبانت
دست و پایت گم شود
رخسارهات گلگون شود
آهسته زیر لب بگویی، آمدم
به هنگام سلام گرم محبوبت
و هنگامی که میپرسد ز تو، نام و نشانت را
ندانی کیستی
معشوق عاشق؟
عاشق معشوق؟
آری، بگویی هیچکس
دعایت میکنم روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی
ببندی کولهبارت را
حال من هم یه چیزی تو مایه های این شعره....
عاخه چرا تو هم دعوات شده با یاررررررررر
سلام عزیزم .
وب خیلی قشنگی داری.
اگه میشه به منم یه سری بزن.
تا بعد بای.
http://niloofar82.blogfa.com/
سلام مچکرات شدید
حتما
دلم میخواهدشب باشد،من باشم و تو ..به خیالم تو خواب باشی...
نگاهت کنم،آرام ببوسمت...نوازشت کنم...و آرام بگویم دوستت دارم...
و تمام حرفهای دلم را که وقتی نگاهم میکنی نمیتوانم بگویم عاشقانه نجوا کنم...
و تو در سکوت بشنوی و از عشقم سر کیف شوی،اما...
چشمانت را باز نکنی و به خیالم خواب باشی...!
من هم به خیالت ندانستم که بیداری
نسلی هستیم ،که روزها میخوابیم و شبها بیداریم چون تاریکی شب٬برامون قابل تحمل تر از "تاریکی" روزهامونه...!!!
سلام هنگامه جون , خوبی ؟؟
سلاام
ممنون خانومی
نگران ستاره هم نباش ؛ وقتی که دکتر گفته چیزیش نیست پس نگران چی هستی ؟
ایشالا ک خوب باشه چون هنوز هم نمیشنوه والابوخودا
به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری
و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی
چون زمانی که از دستش بدی
مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی
اون دیگر صدایت را نخواهد شنید !!!
علی(ع) مولای ما و شاه دین است
شفیع امت و حبل المتین است
به او ایمانم از روی یقین است
نگاه من به دنیا اینچنین است:
"تمام لذت عمرم همین است
که مولایم امیرالمومنین است"
عید غدیر خم بر شما و خانواده محترمتان مبارک
مچکرات شدید
همچنین عید ب شما مبارک باد
نخند عه عه