با اجازه از آقای صهبانا این نوشته را از وبشون گپی کردم
گفت هنگام غروب
ساحلی با دریا :
موجهایت زخمیست !
با چنین خون دلی ...
رنج و مرگت حتمیست !
گفت دریا با او
با نگاهی مجروح ...
موجهایی بی روح ...
اشکهایی لرزان
با صدایی بی جان :
درد من درد فراق ماه است
کو نکرد است طلوع
درد من "مهتاب" است ...
شعله ای بی تاب است ...
بی نگاهش شب و روز
چشم من بی خواب است ...
می کشد جاذبه ی دوست مرا بالاتر ...
او برآن تارک و اوج
من حضیضی کمتر ...
زخم عشق است که من ملتهب و مجنونم
من پر از احساسم ...
لُجّه ای از خونم ...
سلام
بسیار سپاسگزارم از محبت و بزرگواری شما ... برایم موجب سعادت و افتخار است که یادگاری کوچک از حقیر و در کنار آثار خوب شما خواهد بود . و از نوشته های خوب شما همیشه بهره مندم .
لطفتان پاینده
و سلامت و پیروز باشید .
سلام
تشکر از شما که به من افتخار دادید آثارشما در وب اینجانب نوشته شود...
مسرور باشید
بیسیار بیسیار زیبا بود بانو
ممنون عزیزکم
قشنگ بود...مرسی...
تشکرات ...ممنون
اوه اوه چرا یهو لهجه ها تو کامنتا اداری شد!

بنده ی سراپا تقصیر هم از خواندن این شعر بسیار مستفیض گشتم و از حضرت عالی برای کپی کردن این سرودۀ دلنشنین بسیار سپاسگزارم!
----------------------
آخیش! کراواتی که نیستم ولی آدم لفظ قلم حرف میزنه فکر میکنه گره پاپیون یا کراوات دارن رو گلوش فشار میارن خفه ش میکنن! اصلا راه نداره خدایی اینجوری حرفیدن
-----------------
ولـــی ولی ولی...... شعرش فـــــــــوق الـــــعاده بود.... اصلا یعنی همینه همیشه... کسی که عزیزش پیشش نباشه مثل عقابی میمونه که کرک و پرش ریخته. مثل دریایی میمونه که نای خروشیدن نداره... مثل...
در کل خیلی قشنگ بود خیلی پسندیدم....
خیلی شیطونی پسر ..
نه آقای صهبانا یکی از دوستای خوبم هستند که به من لطف کردن..
خوب منم از شعرش خیلی خیلی خوشم اومد شهاب جان
آره قشنگ بود...
ممنون
شاد باشی....
وای خواهری شرمنده نبودم دیشب
راستی آهنگ شاد میخواستی ؟
ممنون که تبریک گفتی هنگامه
خواهش میکنم عزیزم وظیفه بود
ای ناقلا رفته بودی جشن تولد بگیری ...
تنها خوری نداشتیم
سلام بانو.
بینگاهش شب و روز / چشم من بیخواب است / من پر از احساسم ....
شعرت خیلی قشنگ بود. مثل بقیه نوشتههات
سلامت و پایدار باشی بانوی خوب
سلام پدر دختر خوشگل
ممنون از تعریفت بسیار کیف کردیم
مسرور باشی
نوشته ات عالى بود کد بانو حالا درسته نقل قول کردى ولى بازم دست نویسنده اش درد نکنه
اون که بله... دوستم صهبانا خیلی باذوق هستند...

خوب دست منم درد نکنه که کپی کردم
چرا از وب خودت نمیایی ...نترس کسی کارت نداره
چقدر غمگین
هنگامم شاد بنویس
تو با اون خندیدن هات به بارون
باشه
منم دوست دارم عزیزم
سلام
طبق قانون کپی رایت شما حق استفاده از این شعر رو نداشتید
شما به اشد مجازات یعنی حمایت از تیم پرسپولیس محکوم میشوید
مدت محکومیت نیم فصل دوم سال ۹۱
من خیلی خوشحالم که کپی کردم
اصن من خود استاد کپی هستم....
فقط قرمز....... هااااا
مثل بعضیا بیکار نیستیم تا وب بزنیم :))

بعدشم تو دارى ما میخوایم جیکار؟؟؟؟؟؟
من دارم تو نداری خوب من داشته باشم تو نداشته باش این به هم چه ربطی داره که من دارم تو میخوای چکار خوب خودتم میخواهی ووو
اگه بیکار نیستی پس اینجا چکار میکنی ..اگه اینجایی پس بیکاری اگه بیگاری ...
اصن فهمیدی من چی گفتم .....
والا بوخودا خودمم نفهمیدم
قشنگه عه عه آجی چرا ناراحتی
ببین بخندی خمشل تری
میگی بازم کنار همدیگه واژه بچین؟
راجع به چی؟ باشه بشین
چشماتو باز کن یه لحظه مال من باش
یه لحظه بیا توی حس و حال من باش
پس میکروفن رو به دست من تو بده بگم
از این زمونه و از دلی که تکه تکست
هر آهنگ منم مساوی ذکر یک درد
جز این هم ندارم یه فکر بهتر
از جومنگی بگم که شده سمبل رشادت؟
ایران براش شده مثل صندوق تجارت؟
پس هنرمند وطن الان کجاست نیست؟
اون تو زیرزمین میخونه چونکه مجاز نیست
از چی بگم برات؟ انتظار داری چه چیزی از جیب من درآد؟
به جز کاغذ سفید پاره، خوب آره رفیق
حرف توشه ولی با خودکار سفید
تو هم مثل منی تو هم کم درد نداری
درد اصلیت اینه که تو همدرد نداری
من کسی نیستم با این زخمها دردم بگیره
ولی این اشکها رو کی میخواد گردن بگیره؟
از چی بگم خدا از این بندههای خسته؟
از این همه درد تموم دنده هام شکسته
خنده هامو نبین این خنده هام یه چسبه
رو لبم این منم با یه ردّ پای خسته
از چی بگم؟ بگو از یه روح زخمی
که باید یکتنه بره تو قلب کوهسختی؟
از روزهایی که خط خوردن توی تقویم
خبر میدن از یه اجتماع رو به تخریب
از چی بگم؟ از بچههای پائین شهر؟
که غذا واسه خوردن دارن ماهی یه شب
اونکه تنها دلیل خوابش به عشق فرداست
تنها پاتوق عشق و حالش بهشت زهراست
یا که بگم از اون رفقای کاخ نشین
که هستن تو واردات کالای ساخت چین
تو به من اینو بگو من از چی بگم خوب؟
ما گفتیم و تموم دردها ریشه کن شد؟
از چی بگم برات؟ شاید قصه دوست داری
مثل قصّهٔ اون همکلاسیان روستایی
اگه قصّه تلخه گناه واقعیت
داستان نرگس و گلهای باغ میهن
که نشستن با صد چرا و افسوس کاشکی
یه بخاری جای چراغ نفت سوز داشتیم
چراغ افتاد توی کلاس و گور گرفت
آتشی که پوست بچهها رو مثل گرگ گرفت
یه طفل معصوم با داد و فریاد گفت زود
بدوین سمت در ولی در هم قفل بود
چشمام خشک شد یه کم بهم اشکبده ایزد
این بچهها با کدوم دست مشق بنویسن؟
کودکی مرد در راه کلاسیکه
سوخت و منتظر یه جراح پلاستیکه
یاس نمیخواد ته قصّه رو هرگز ببنده
چون باز دلش میخواد که نرگس بخنده
از چی بگم که صبح نشده غروب زد
تو قلب بچههای مدرسهٔ درودزن
غصه نخور صدام رو بشنو از زیر خونت
من صدات رو به گوش همه میرسونم
از چی بگم دلی که فقط اسمش دله؟
یا عمری که نصفش اشکه نصفش گله؟
یا از روح توی زندون که جسمش وله
آدم مجبوره که با شرایط وقفش بده
از چی بگم بگو از یه روح زخمی
که باید یکتنه بره تو قلب کوهسختی
ولی قسم به خدا قسم به روح تختی
که من بدون ترس میرم به سوی تقدیر
خیلی خشنه زندگی ولی حوصله کردم
تو فشن زندگی من یه مدل دردم
ولی دفتر گذشتهها رو ذرّه ذرّه کردم
اومدم جلو که پی دردسر بگردم
از چی بگم ؟؟؟
Yas - az chi begam
با این اشعار یاس خیلى حال میکنم منن
ببین فرزاد برو پست خودم را بخون حتما نطرت عوض میشه برو بچه جون
بهت میگم صفحه ی 11 را بخون پست خودم
من عاشقه دریام.
زیبا بود.
منم خیلی دوست دارم
مررررررررررسی
آهان
منم اوهوم

دیگه وقتت را تلف نکن به کاهدون زدی پسر
خوب چی میگی دزد ناشی
از هیچی نمیگم
خوبه پسر عاقل
فک کنم تو از بچه های منم کوچیکتری پسر
سلام . شما خوبین؟
سلام
مرسی عزیزکم دخملی
دیگه کمتر میایی عزیزم
یخرده بی حوصله م. دوستمم کلی مقاله داده ترجمه کنم واسش
خوبه که مشغولی منم دارم برای ستاره کلاه میبافم
شاید تو اینطور فکر میکنى/یعنى جدا ناراحت شدى؟
من چرا باید ناراحت بشم ...
تو بد آوردی پسر
یه شال گردن هم برا من
چشم فقط بیا با هم بریم کلاف بخریم
مطمئنى تو خودت کم نیاوردى آخه یکى یا دوتا نظر دیه ام رو ثبت نکردى؟
نه کم نیاوردم هر چی را که دلم بخواد تایید میکنم


هر چی را هم نخوام نه ....یعنی نچ...
ما اینجا همه دوستانه ایم همین و بس
شهابم خیلی دوسش دارم چون حد و حدود خودش را میدونه
یه پسر نمونه ست شوخی هاش به جا ست
تو هم باید عاقل تر از این حرفها باشی
میدونی قشنگی زندگی چیه؟
تو بی خبر باشی 1 نفر دیگه واسه قشنگی زندگیت
دعا کنه!
برای خوشحالیت از ته قلبم دعا میکنم...
ممنون ای دوست داشتنی ای نفس ای همه کس
منم برات دعا میکنم عزیزکم
شهاب داداش بزرک منه خیلى هم با هم صمیمى هستیم / سعى میکنم خودمو بکنترولم ,,,,
خوبه پس ازش یاد بگیر و خودتت را همینطوری بکنترولون.....
آرزوها... آرزو هایی در زندگی هست که باید از آنها گذشت... گاهی باید .... آرزوهایت را مثل قاصدک بگذاری کف دست و بسپاریشان به دست باد ! تا بروند و سهم دیگران شوند...
مخالفم
من هیچی به هیچ کس نمیدم خیلی خسیسم
سلام بر هنگامه بانوی عزیز...
خوبید؟؟
این شعرهم خیلی قشنگ بود
سلام گلم ..
ممنون از حضورت ...مسرور باشی
سلام آجی جوووون خوبی نفسم؟
سبیلام آجی خودم عزیزم...نفسم ....عشقم
آجی جون خدایی شعرات حرف ندارن خیلی قشنگن من عاشق دریام راستی از یونس حرف زدی یونس کیه ؟چیکار کرده؟
ممنون عزیزم..
یه پسر خوب ...بی همتا ...مودب ...خیالت راحت باشه پسر خوبیه..
کاری نکرده فقط مهربونی..
ترجمه؟! مقاله؟! من عاشق ترجمه انگلیسی هستم، مخصوصا اگه فوتبالی یا کیمیاگری باشه

این رو کاملا از ته قلب و دوستانه میگم عسل خانم اگر دوستتون بازهم مقاله ای برای ترجمه کردن دارن که در توان من باشه (اگر شیمی باشه که حتما هست!) خیلی دوست دارم من ترجمه رو، متن بدید شب نشده ترجمه رو تحویل میدم. قطعا کیفیت کارم مثل یه مترجم حرفه ای نیست، ولی خیلی هم شوت نیستم تو ترجمه اقلا این که می تونم یه ترجمه خام اولیه بهتون برسونم شما و دوستتون خودتون ویرایش کنید. میدونم کار تفریحیه و ترجمه مقاله سرگرم کننده ست ولی اگه کار رو زمین مونده بود حتما بدید به من من ترجمه خیلی خیلی خیلی خیلی دوست دارم! از فضولی دارم میمیرم! مقاله شیمیه؟
-------------------------
ببخشید هنگامه خانوم فضولی کردم تو نظرای پستتون
ولی خوب دوست دارم کمکی از دستم بر میاد انجام بدم خوشحال میشم.
ممنون خیلیم خوبه عسل خودش میخونه اگه کمک بخاد بهتون میگه ..
فضولی چیه پسر ..کمک ..یاری
سلام.
دست هردوی شما بزرگوارا درد نکنه لذت بردم بسیار زیبا بود
شعر زیبا و لطیفی بود ممنون از شما و آقای صهبانا
خواهش مبکنم
ممنون.........
بووووووووووووووووووووووق
راه بازه چرا بوق میزنی
یلدا پیشا پیش مباررررررررررررررررررررررررررک
ممنون شما هم همچنین...
بوووووووووووس
خیلی خومشله هنگامه جون
ممنون عزیزم لطف داری عزیزکم
راستی هنگامه جون شعر برا مهد من چی شد؟
می سرایم اه اهه ممنون
راستی سلاممممممممممممممممممممم
سیلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام راستی
راستی خووووووووووووووووووووووووووووووووبی؟
خیلی شیطووووووووووووووووووووووووووووووووونی
شما که طالب ترجمه ی زیر دیپلم هستی به من بگو بدونم دختر گلم "حضیض" که تو این شعر اومده یعنی چی؟؟؟
لُجه یعنی چی اونوقت؟
حالا من ترجمه بخوام یا تو؟
جاااااااااااااااااااااااااااان
فک کنم کم کم داری عصبانی میشی
پس من میرم
.
.
.
من که نظر میذارم برات بذارم برم؟
.
.
.
باشه باشه عصبانی نشو رفتم رفتم
معلومه خیلی عصبانیم
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
سلام سلام صدتا سلام

دختر طلا دختر بلا
آخه این بارونمه خمشل و مو مشکیه
وقتی که مدرسه میره اشک من و در میاره
بخون برای مهدتت
خوب بیددددددددد
salam...apim...bodo bia...montazeretam...
بدو بدو که اومدم عقب نمونی من تند میدوم..
مــטּ و تــو شبــاهـتـــ هــاے مـتـفــاوتـے بـا هـمــ בاریــمــ :
هــر בو شـکـسـتـیـمــ ؛ تـو قـلـبـــ مـرا ، مــטּ غـــرورґ را
هــر בو رقـصـیـבیـمــ ؛ تـو بـا בیـگــرے ، مـטּ بـا سـازهــاے تـو
هــر בو بــازے کــرבیــمــ ؛ تـو بـا مـטּ ، مـטּ بـا سـرنـوشـتــمــ
و בر آخــر هــر בو پـے بـرבیـمــ
تـو بـہ “حـمــاقـتـــ” مـטּ ، مـטּ بـہ “پـسـتـــ” بـوבטּ تــو
آرے ، ایـטּ شـبـاهـتـــ هـاے مـتـفـــاوتــــ هــر روز آشـڪـــارتــر مـیـشـــوב …
این که گفتی یعنی چه؟
گل مراد نمیفهمه
زدی تو کار شعرااااااااا
به آجی ...
تو کار شعر بودم اسم وبم هم شعره فقط از نوع دزدیش
خیلی قشنگ بود
ممنون
مررررررررسی
ممنون
این روزها می گذرند ، ولی من از این روزها نمی گذرم.....
گناه داره دخترم از سرش بگذر...
چقدر شما بی رحمید والا بوخودا
تو آسمون همیشه از یه ارتفاعی به بعد، دیگه هیچ ابری وجود نداره. پس هر وقت آسمون دلت ابری بود، با دنیا نجنگ، فقط اوج بگیر.
بـــرای ِ بعضـــی دردهـا نـَـه میتــــوان گـــریــــــه کـَـرد...
نـَـه میتــــوان فریــــــآد زد!
بـــرای بعضـــی دردـها
فقـــطــ میتــــوان
نگــــآه کَــــرد و
بــــیصـــــدا شکستـــــــ...
مــی دانـــی
اگـــر هنوز هم تورا آرزو می کنم
برای ِ بـی آرزو بودن ِ من نیستـــ !!
شــایـــــد
آرزویــی زیبـــاتــر از تـــ ــــو ســراغ ندارم ...!!
ممنون عزیزم با محبت قرفونت بلم
همه ی احساساتم برگشت خوردند !
بی تقصیر نبودم
بی هوا برای هر کسی نوشتم و خرجش کردم ؛
هیچ کدامشان وصول نشد...!
حنجره ها عقیم مانده اند نه اینکه حرفی برای گفتن نباشد هیچ واژه ای دیگر توان ارضا کردن گفتنی ها را ندارد ناگزیر ،سکوت میکنم
بـــرای ِ بعضـــی دردهـا نـَـه میتــــوان گـــریــــــه کـَـرد...
نـَـه میتــــوان فریــــــآد زد!
بـــرای بعضـــی دردـها
فقـــطــ میتــــوان
نگــــآه کَــــرد و
بــــیصـــــدا شکستـــــــ...
دیگر از حادثه خبری است و نه از اعجاز چشمهای آشنا!!
از دلتنگیها که بگذریم ،تنهایی ،تنها اتفاق این روزهاست...
سلام ببخشید دیر اومدم....رمز مارو یادت رفته ؟؟؟knfm
سلام شرمنده پیر شدی دیگه هی یادت میره
چه عکس زیبایی
دختری سوار بر بادکنک
ممون وب قشنگی داری شما
مسرور باشی