زرد و نیلی و بنفش
سبز و آبی و کبود
با بنفشه ها نشسته ام ،
سالهای سال،
در کنار چشمه ی سحر
سر نهاده روی شانه های یکدگر،
گیسوان خیس شان به دست باد ،
چهره ها نهفته در پناه سایه های شرم ،
رنگ ها شکفته در زلال عطرهای گرم
می ترواد از سکوت دلپذیرشان ،
بهترین ترانه ،
مـــاشــیــــن ســــــوار
www.mashinsavar.ir
مهران من از وبت هیچی نبفهمیدم ولی ماشین سواری خیلی دوست دارم
معلومه که چیزی نمیفهمی

آخه دفترچه راهنمای مورانو z51 چیه که رفتی ببینیش ؟
مهران خوب وبت اینطوریه
این نوسته های تو بود
در کنار چشمه ی سحر
سر نهاده روی شانه های یکدگر،
گیسوان خیس شان به دست باد ،
خیلی زیبا بود هنگامه..
شاعر میگه که :














فریدون مشیری :
زرد و نیلی و بنفش
سبز و آبی و کبود
با بنفشه ها نشسته ام ،
سالهای سال،
صیحهای زود .
در کنار چشمه ی سحر
سر نهاده روی شانه های یکدگر،
گیسوان خیس شان به دست باد ،
چهره ها نهفته در پناه سایه های شرم ،
رنگ ها شکفته در زلال عطرهای گرم
می ترواد از سکوت دلپذیرشان ،
بهترین ترانه ،
بهترین سرود !
سلام چه خبر ؟خانواده خوب هستند؟
در پناه صاحب الزمان عج باشید
سلام آقا رحمت شکر
شما هم در پناه حق
دریا همیشه از من دل گیر است؛
چون بزرگی دلِ دوستانم را، به رخ او می کشم ...!
دنیا،دنیای ریاضی است...
وقتی عشق را تقسیم کردند
او؛
خارج قسمت من شد!
مینــویســـم ، بـــــاز مینـــــویســـم
تـــــا هستــــم تــــو را نفــس میکـشـم و تــــو را مینـــویســم
راستــی اگـر بــــرای تــــو ننـــویســــم ، کجــــا شـــانـــه هـــای دلتنگــی ام را بتکـــــانـــــم ؟
دست فراموش نمی کند
می دانی؟
حافظه ی نوازش
از جنس حرارت است...
اینم یه شعر هنگامه ای واسه خواهر گلم





تو را در یاد می دارم «همه هنگام»؛
نه چون نیما که می گوید : «شباهنگام» ...!
جیگرررررتو برم خواهری مرسی شدید







روزهایی که بی تو می گذرد
گرچه با یاد توست ثانیه هاش
آرزو باز میکشد فریاد
در کنار تو می گذشت ایکاش
قـبـــل تــر ها..!
وقتـــی هنــــوز تـــو نیــامده بــــودی...
عاشقـــانـــه های هــرکــس را کـه
می خـــواندم...
بـــه ســادگی اش می خنــــدیدم!
حالآ خـــودم گریــــه می کنم
و برایـــت عــاشــقـــــانــہ می نویســــــم!!!
ما از همان کودکی بازیچه ی روزگار شدیم
وگرنه کدام روباحی پنیرمیخورد؟؟
مراقب باش !
وقتی سوار بر تاب زندگی شدی،
دست روزگار هلت می دهد؛
ولی قرار نیست تو بیفتی!
اگر بی تاب نباشی و خودت را به آسمان گره زده باشی،
اوج می گیری...به همین سادگی...!
من آنچه را احساس باید کرد
یا از نگاه دوست باید خواند
هرگز نمی پرسم
هرگز نمی پرسم که : آیا دوستم داری ؟
قلب من و چشم تو می گوید به من : آری
سلام مامان خانوم. حالتون خوبه ؟
ب به چه شعری ، چه ذوقی چه لنتخابی
سلام عسل دختریم مرسی عسلم شکر

الان میبینی چقدر ذوقیدم اسم شما و تعریفت و دیدم
اگر روزی داستانم را نقل کردی:
بگو بی کس بود اما کسی را بی کس نکرد
بگو تنها بود اما کسی را تنها نگذاشت
بگو دلشکسته بود اما دل کسی را نشکست
بگو کوه غم بود ولی کسی را غمگین نکرد
وشاید بد بود امابدی کسی را نخواست...
سلامتی کسی که وقتی بغلش کردیم تنمون لرزید
نه برای عشق و یا شادی.........
لکه برای ترس از فردای بدون اون.........
خدایابهماتوفیق بده...
نیستیم
آآآآآآآآآآآآآآمین
کجایی ؟؟
ازراه گـوش بـــــــاده خوری کَس ندیده است؛مــن یاحسیــــــن میشنوم...مسـت می شوم !!!
قشنگ بید...
تشکرات سفت هنگامه ای
سلام هنگامه عزیز...سلیقه شعری 20
مثل همیشه زیبا بود...
سلام یونس خاله
ممنون یونس خان از تعریفت خیلی دلم برات تنگ شده بود
خنده دار بودندی ؟؟عایا
بالأخره اومدید؟
منم اومدم
به به اسی خان بله رضا امشب خوابید
خوب شد
میگم هنوزنرفتین فیسبوق!!!!؟
نه نرفتم فیسبوک عباس کچل میگه نرو میترسه ی شوشوی دیگه پیدا کنم
جالب است که چگونه کسی که پارسال برای شما
█
█ غریبه ای بیش نبود,امسال می تواند همه دنیایتان باشد
█
█ وحشتناک است کسی که پارسال همه دنیایتان بود
█
█ امسال می تواند غریبه ای بیش نباشد و شگفت آور است
█
█ که یــــــــــک ســـــــــــــال چه ها می تواند انجام دهد
█
شودفاش کسی آنچه میان من وتوست
تااشارات نظر، نامه رسان من وتوست
گوش کن بالب خاموش سخن می گویم
پاسخم گوبه نگاهی که زبان من وتوست
روزگاری شدوکس مرد ره عشق ندید
همه جازمزمه ی عشق نهان من وتوست
شب که می رسد به خودم وعده می دهم
که فردا صبح حتما به تو خواهم گفت
صبح که فرا می رسد و نمی توانم بگویم،
رسیدن شب را بهانه می کنم.
و باز شب می رسد و صبحی دیگر…
ومن هیچ وقت نمی توانم حقیقت را بگویم
بگذار میان شب و روز باقی بماند؛
که چقدر
دوستت دارم…
بـبـار بارون...
الان وقتشـــــه
به هزار و یک دلیل
یکــــی میخنده
یکی بغض داره..
بهونه ها زیادن
تو ببار
بزن به سلامتی حرفهای دلت که به کسی نگفتی....
بزن به سلامتی اینکه کوه درد بودی ولی دم نزدی.....
بزن به سلامتی تنهایی هات ولی تنهایی رو دوست نداشتی...
بزن به سلامتی آرزوهایی که نتونستی لمسشون کنی.....
بزن به سلامتی عشقی که طالعش به اسمت نبود ولی هنوزهم دوسش داری....
بزن به سلامتی شبهایی که تو تنهاییهات گریه کردی ولی نمیدونستی برای چی....
بزن به سلامتی دوست و آدمهایی که از پشت خنجر زدن...
بین روضه بوی سیبی آمدو مداح گفت :
بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا
بگو تــــــمــــــام تــــو مال من است
دلم میخواهد
حسادت کنم
به خودم....
انسانی که به حقیقت دست یافته چگونه می تواند دروغ بگوید؟ برای چه باید دروغ بگوید؟ او هیچ دروغی برای
گفتن ندارد.((اشو))
************************************
راستی، امانت است و دروغ گفتن خیانت.((بوذرجمهر))
************************************
هیچ کس نمی تواند ما را بهتر از خودمان فریب دهد.((گوته))
************************************
با فریب شاید بتوان چیزی بدست آورد، اما در نهایت همان دستاورد مایه تباهی خواهد بود.((ارد بزرگ))
************************************
یک دروغگو می تواند دور دنیا برود، اما نمی تواند بازگردد.((مثل لهستانی))
************************************
کسی که فقط با کمک چشم دیگران می بیند فریب می خورد.((مثل فرانسوی))
************************************
زندگی بسیار فریب دهنده است؛ فقط باید با عینک مناسبی به آن نگریست.((دوما))
************************************
دروغ در دوی سرعت شرکت می کند، اما راستی در دوی ماراتن.((مایکل جکسون))
************************************
نقیض یک قضیه ی صادق یک قضیه ی کاذب است، اما نقیض یک حقیقت ژرف گاهی حقیقت ژرف دیگری
است.((نیلس بور))
************************************
هرچه ایمان مرد به هوشش بیشتر شود، زن بهتر می تواند او را فریب دهد.((لرد بایرون))
************************************
وقتی در برابر کسی که مهربان، مؤدب و مبادی آداب است قرار می گیریم، بسیار دشوار است که همه ی
حرفهایش را دروغ تصور کنیم و درستی و راستی در او نبینیم.((میلان کوندرا))
************************************
ممکن است دروغ یک سال بدود، راستی در یک روز از او جلو می افتد.((مثل افریقائی))
************************************
نفرین بر او که با بدکاری که به اندرز خواهی آمده همدستی کند. زیرا هم رأیی با بدکار مایه ی رسوایی و گوش
دادن به دروغ، خیانت است.((جبران خلیل جبران))
************************************
اگه خدا تو رو لبه ی پرتگاه برد بهش اعتماد کن؛ یا تو رو از پشت می گیره، یا بهت قدرت پرواز می ده.((؟))
دردنـــــآک
دردنـــــآک اســـــت
دوســـــتـَش بـدآری
و گمـــــآن کنی دوســـــتـَت دآرد
حــــآل آن کـِه
او یــِگــآنه هـَســــتی تو بآشـَـد
و تـــــو
یـــِــکی از هــزآران لــــــذت او ...
کنارم که هستی
زمان هم مثل من دستپاچه میشود
عقربه ها دوتا یکی میپرند
اما همین که میروی…
تاوان دستپاچگی های ساعت را هم من باید بدهم
جانم را میگیرند ثانیه هابی تو……
من از قفس تنهایى خویش
بیرون نخواهم آمد!
ولى در این تنهایى
جهان با من است.
و من بیهوده
در ماوراء جهان
جهانى دیگر را
آرزو مى کنم
چه میشود کرد
دنیا همین خرابه بود
که به ما دادند
و ما به دست خود خرابترش کردیم
با هم نساختیم
هر یک خانهای بنا کردیم
با دیوارها و دری
که پشتشان پنهان شدیم
و هرگاه دلتنگ میشدیم
در را باز میکردیم
به امیدِ دیدار
با دیوارِ روبهرو
چشماتو ببند!!! بستی؟
حالا باز کن!!! باز کردی؟
چقدر طول کشید؟
همین قدر هم نمی تونم دوریتو تحمل کنم!
مثل پروانه به آتش، مثل عابد به عبادت
و تو هر لحظه که از من دوری، من به ویرانگری فاصله می اندیشم
در کتاب احساس، واژه فاصله یک فاجعه معنا شده است
تو توانایی آنرا داری که به این فاجعه پایان بخشی
شبی غمگین،شبى بارانى وسرد،مرادرغربت فردا رهاکرد،دلم درحسرت دیدار او ماند،مراچشم انتظارکوچه هاکرد،به من میگفت"تنهایى"غریب است،ببین باغربتش بامن چه هاکرد،تمام هستیم بود و ندانست،که درقلبم چه آشوبی به پاکرد،او هرگز شکستم را نفهمید ،اگرچه تا ته دنیا صدا کرد...!
اره عزیزم ببخشید . راستی من وسهیل . شما اشتباه نوشتی سهیلا
شرمنده از اشتباهم
درستش میکنم
قشنگ بود
مرسی