سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت
تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت
جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت
سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع
دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت
آشنایی نه غریب است که دلسوز من است
چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت
خرقه زهد مرا آب خرابات ببرد
خانه عقل مرا آتش میخانه بسوخت
چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست
همچو لاله جگرم بی می و خمخانه بسوخت
ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم
خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت
ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی
که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت
اینم برید حالشو ببرید ک منم حال کردم با این شعر حافظ
من عاشق حافظم شعرا وتفسیراتشو زیاد میخونم. این شعرش یکی از قشنگترین شعراشه بنظرم :D
زیاد پیش ما بیا. من و بانو منتظریم هممممیشه :))
مث من عاشقانه هاشو
بااااشه میام حتمنی
دو برادرمزرعه ای از پدرشون ارث رسیدواونو به دو نیم قسمت کردندوهرکدوم در قسمت خود خا نه ای ساخت وداخلش شرو ع به زندگی کردند
برادر کوچک تر همیشه از برادر بزرگتر نارا حت بودآخه فکر می کرداون زمین بهتر و واسه خودش برداشته وبه همین دلیل هم ازش کینه به دل گرفته بود وارتباطش رو با اون قطع کرده بود
و از اون جایی که چشم دیدن برادر بزگترش رو نداشت یه روز کانل بزرگی وسط دو زمین کند وتوش آب انداخت تا رابطه شون به طورکامل قطع بشه
برادر بزرگتر هم که از دست کار او عصبانی شده بود رفت سراغ یه نجار واونو آورد کنار کانال وبهش گفت من دارم می رم شهر توی انبار تادلت بخواد چوب دارم می خوام تا شب که بر می گردم کنار این کانال یه دیوار بلند چوبی بکشی تا دیگه چشمم هم به قیافه ی داداشم نیفته.
وشب که برگشت دید نجاربه جای دیوار یه پل قشنگ چوبی روی کانال زده وبا عصبانیت تمام اومد چیزی به نجار بگه که دید داداش کوچیکش از پل عبور کرد در حالی که اشک شوق همه صورتش رو پوشونده بود جلو اومد واونوتو آغوش گرفت وغرق دربوسه کرد وگفت منو ببخش برادر مهربانم
برادر بزگترکه خیلی خوش حال شده بودازنجارتشکر کرد دست مزد خوبی بهش دادوازش خواهش کردکه چند روزی رو اونجابمونه ومهمونش باشه
ولی نجار قبول نکرد وگفت باید زودتر برم آخه پل های زییادی هست که بایدبسازم
عزیزدلم نمی خوای تو هم همین الان سازنده ی یکی ازاون پل ها باشی؟
نمی خوای کینه ودلتنگی هات رو بازدن یک پل به قلب اونی که بهت آزار رسونده بذاری کنارش؟
نمی خوای به جای اهریمن نفرت نوشته ی عشق رو به دیگران هدیه بدی؟
نمی خوای همه بفهمن چقدر مهربونی وزلال وبا صفا؟
پس معطل نکن و..........
منم خیلی پل ساختم و هم خراب کردم
مرسی خیلی قشنگ بود خیلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
ﻣﻦ ﺻﺒﺢ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﺯﺍﺩﻩ ﻣﯿﺸﻮﻡ
ﺷﺐ ﻫﺎ
ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺮﻭﺭ ﻣﺨﻔﯽ_ﺍﺳﻢ _ ﺗﻮ
مـا دیگر به جانبِ شـهرِ سرد بازنمیگردیـم!
و مـن همـهی جهـان را در پیـراهنِ گــرمِ تو خلاصه مـیکنم
صدا با سکوت آشتی نمیکند
کلمات انتظار میکشند
من با تو تنها نیستم، هیچکس با هیچکس تنها نیست
شب از ستارهها تنهاتر است…
خشمِ کوچه در مُشتِ توست
در لبانِ تو، شعرِ روشن صیقل میخورد
من تو را دوست میدارم، و شب از ظلمتِ خود وحشت میکند.
مثل شمع بزم آبم کرد و رفت
عشوه ای آورد و خوابم کرد ورفت
رفت و کوه طاقتم را باد برد
یوسف امید من در ماه مرد
ای دل شوریده مستی میکنی
باز هم شبنم پرستی میکنی
نام هر کس که شود آهوی دشت
ای دل غم دیده دیدی بر نگشت
بعد از این زهر جدایی را مخور
چوب عمر بی وفایی را نخور
من که گفتم ای دل بی بند و بار
عشق یعنی رنج و یعنی انتظار...
راست میگفت سهراب
دور باید شد از این خاک غریب.....
چمدان من کو؟
غصه هایم مانده
آن همه خاطره های کهنه
چمدانم دیگر،پرشده از غم این تنهایی
نه،دگر خسته شدم
تاب ماندن هم نیست
نه دگر پای به رفتن دارم
نه دلی مانده که بند به جایی گردد
کهنه زخمی تازه
شده این ماندن من
راست میگفت سهراب
دور باید شد از این خاک غریبـــــــــــــــــــــ ــــــــــ
سلام خواهر قشنگم


ممنونم عزیزم
به منم خوش گذشت به برکت آقا
نائب الزیاره بودم گلم
سلام خواهری


شکر خدا ک بهت خوش گذشته
مرسی ک برام دعا کردی و زیارت بوس سفت
قشنگ بود عزیزم
مرسی سربازم
سلام خواهری

خوبی خانومم؟
عزاداریهاتون قبول
سلام خواهری

مرسی شکر
برای شما هم قبول حق
سلام
التماس دعای شدید
دلیلشو تو وبم گذاشتم
سلام
حتما میام میخونم
حتما دعا گو هستم
سلاااااااااااااااااااااااااااااام هنگامه جونم
سلااااااااااااااااااااااااااام باران شیطون خودم
وبلاگ من که درست شده نظرای ئبلا تو خراب شده یه قالب دیگه بذار روش خوووووووووووووووووو
عاره نوبتی دیگه با.ووشه درستش میکنم
خیلی خسته هستم
خوابم میاد
جیگرررررررررررررتو برو لالا
ببخشید هی دیر به دیر میاما
خیلی سرم شلوغه
برام دعا کن
خواهشات هنگامه ای
من همیشه دعا گو هستم بوس
سلام خسته نباشید وبلاگتون خوبه مطالبش خوبه خوشم اومد. لطفا منم به لینک دوستان اضافه کنید.[خونسرد]
سلام
مرسی
حتما
اول
آآآآآآآآآآآآآپلین آآآآآآآآآآآپلین ب تو
زندگی من که نقاشی شد . . .


نقاش ، یک مداد مشکی تنها داشت و همان کافی بود . . .
از من خواست حلالش کنم !


همان کسی که با بی رحمی محبت هایم را حرام کرده بود !
گاهی دیدن یک عکس دو نفره تو رو یاد اون نمی ندازه !
تورو یاد خودت می ندازه . . .
که چقدر شاد بودی ، که چقدر خندون بودی ، که چقدر جوون بودی !
گاهی آدم ها دلشون فقط برای خودشون تنگ می شه . . .
دلم واسه خودم تنگه . . .
نه حافظم بلده..
بابا کار کشته ست
ما به هم نمی رسیم !


اما بهترین غریبه ات می مانم ، که تو را همیشه دوست خواهد داشت . . . !
به به اسی کجا بودی تا حالا برو با ولیت بیا غیبتت و موجه کنه وگرنه کتک میخوری حسابی

خیلی جات خالی من و محمودآباد نبردی رفتم مهاباد
خوشحال شدم ک خوشت آمدندی
اتل متل توتوله حال حسن چجوره
نهشیرداره نهگاوی موهاششدهآلمانی
هیچی نمونده واسش کس وکاری نمونده واسش
دلش خون شده ازمردم میخوادبره ازجهرم
میخوادبرهآمریکا بگه تحریمنهادعا
دلش خوش
هبه۱۸ آفرینگفتهبهملت
هیچینشدهوالا اسمشوگذاشتنآیتلا
میخوامبگمآیتلا یوقتنشی دولا
آمریکابگهباریکلا بعدمیشیخلعا!!!
دیگهندارمحرف برمبشورمرخت!!!
هروقت اومدین وبلاگم و دلیلشو خوندین اگه میشه به اشتراک بذارین
حداقل یه صلوات واسش............
ایشالا ک خیلی زود خوب میشه آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآمین
الهم صل علی محمد و آل محمد
دو چیز شما را تعریف میکند:
بردباری تان ، وقتی هیچ چیز ندارید ؛
و نحوه رفتارتان، وقتی همه چیز دارید .
امید یعنی آرزو کنیم چیزی اتفاق بیفتد
ایمان یعنی یقین داریم چیزی اتفاق خواهد افتاد
شجاعت یعنی اینکه باعث شویم چیزی اتفاق بیفتد .
آن روز که سهراب نوشت
تا شقایق هست زندگی باید کرد
خبر از دل پردرد گل یاس نداشت
باید این جور نوشت
چه شقایق باشی چه گل پیچک و یاس
زندگی اجبار است
هر کس بد ما به خلق گوید
ما چهره زغم نمی خراشیم
ما خوبی او به خلق گوییم
تا هر دو دروغ گفته باشیم
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﻧﺒﺎﺷﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﭘﻨﺞ ﺷﻨﺒﻪ ﻭ ﺟﻤﻌﻪ ﻓﻘﻂ ﺩﻭﺗﺎ ﺭﻭﺯ ﻣﺰﺧﺮﻑ ﺑﺮﺍﺕ ﻣﯿﺸﻦ ﮐﻪ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯿﺪﯼ ﻓﻘﻂ ﺑﺨﻮﺍﺑﯽ ﺷﺐ ﻫﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﯼ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺻﺒﺢ ﺑﺸﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮔﻮﺷﯿﺖ ﺭﻭ ﺟﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ ﯾﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﻃﺮﯼ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﺑﺮﺍﺕ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ یه شارژ دو تومنی برای یک ماه کافیه ﺩﯾﮕﻪ ﺣﺘﯽ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻫﻢ ﻟﺬﺕ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﻣﻮﺯﯾﮏ ﻫﺎ ﻓﻘﻂ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﺍﻏﻮﻧﺖ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺳﺨﺘﺮ ﺍﺯ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﻨﯽ ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮﻧﺴﺘﯽ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺑﺎﺷﯽ ..,.,.,ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺩ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻪ
غیر از “مرگ”
چیز دیگری جدایمان نمی کند
این قرار ِ اول من و تو بود
بعد ، ما “جدا” شدیم
“مرگ” “دیر” کرده بود . . .
دارم از چــشات مـیـفـتـــم
چـــــی دلـــیــل ایـــــن سقــــــوطـــه ؟ /
تــا مـیـپـــرســـم عــــــشــقـــم چـــی میـــشــه ؟ /
رو لبــــات مــــــهــــر ســـــــکــوتــــــه . . .
سلام عزیز دلم




ممنونم خواهر جون
خواهش میکنم یه خواهر خوشگل که بیشتر ندارم
سلام خواهری جووونم


لطف کردی خواهری
حس قشنگیه
یکی نگرانت باشه،
یکی بترسه از اینکه یه روز از دستت بده.
سعی کنه ناراحتت نکنه،
حس قشنگیه …
وقتی ازش جدا میشی:اس ام اس بده
عزیز دلم رسید؟
قشنگه: یهو بغلت کنه،
یهو . . . تو ی جمع .. در گوشت بگه دوست دارم،
بگه که حواسم بهت هست.
حس قشنگیه ازت حمایت کنه،وقتی حق با تو نیست …
آره …
دوست داشتن همیشه زیباست
میشه خواهش کنم یه مطلب با این مضمون بذارین؟





حداقل واسه چند روز خواهش میکنم
خیلیییییییییییی داغووووووووووووونم
همون پستت و منم آپ کردم عزیزم
ناراحت نباش خدا بزرگه
الان دیگه رفتی تو نخ حافظ ها؟؟؟؟ اگه یه شاعر مشتی داشته باشیم همین حافظه... این اگه نبود منم نبودم.. :)
شعرهاش و خیلی دوست دارم
مگه مال تو شعر گفته
مجنون وخدا
یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضودرکوچه لیلا نشست
عشق ان شب مست مستش کرده بو د فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد برلب درگاه او پرزلیلاشد دل پر اه او
گفت یارب ازچه خارم کرده ای برصلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را بدستم داد ه ای وندر این بازی شکستم داده ای
نیشترعشقش به جانم می زنی دردم از لیلاست انم میزنی
خسته ام زین عشق دل خونم نکن من که مجنونم تومجنونم نکن
مرد این بازیچه دیگرنیستم این توولیلای تو...من نیستم
گفت ای دیوانه لیلایت منم در رگ پنهان وپیدایت منم
سالها باجورلیلا ساختی من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم صدقمار عشق یکجا باختم
کردمت آواره صحرا نشد گفتم عاقل میشوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت غیرلیلا برنیامد از لبت
روز وشب اورا صدا کردی ولی دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سر میزنی درحریم خانه ام در میزنی
حال این لیلا که خارت کرده بود درس عشقش بی قرارت کرده بود
مرد راهم باش تا شاهت کنم صد چولیلا کشته در راهت کنم
سلام هینگامه خوبی همشهری؟
شعر بسی زیبا بود
سلام همشهری شکر خوبم
شما چطوری
تشکرات
عشق زندگی میبخشد
زندگی رنج به همراه دارد
رنج دل شوره می آفریند
دلشوره جرأت میبخشد
جرأت اعتماد به همراه دارد
اعتماد اسیر می آفریند
اسیر زندگی می بخشد
زندگی عشق می آفریند
کودوما دوشیزه هنگامه خانم



حالا دوشیزه ک نه ولی .......


