شب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشد
تو بـیـا کــز اول شــب در صبــح بـاز بـاشد
عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت
به کجــا رود کبــوتر کــه اسیـر بــاز باشد
ز محبتت نخواهم که نظـر کنـم بـه رویت
که محـب صـادق آنـسـت کـه پاکبــاز باشد
به کرشــمه عنــایت نگــهی به سوی ما کن
که دعـای دردمنـــدان ز ســـر نیــــاز بـاشد
سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم
به کـدام دوســت گویم کــه محل راز باشد
چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی
تو صنــم نمیگــذاری کـه مــرا نمــاز باشد
نه چنین حساب کردم چو تو دوست میگرفتم
که ثنـا و حمــد گوییـم و جفـا و ناز باشد
دگرش چو بازبینی غم دل مگوی سعــدی
که شب وصـال کوتاه و سخـن دراز باشد
قدمی کـه بـرگرفتی به وفـا و عـهد یاران
اگــر از بـلا بتـرسـی قـدم مجــاز باشد
از سعدی بلای خودمون
سسسسسسسسسسسسسسسلام خوب هستید ممنونم از لطف شما
سلام شکر شرمنده میفرمایید
سلام...
خوش برگشتین...
دیگه نرین از اینجا ...
سلام
حسام شکر ک توهم برگشتی
مرسی
نه قلت کردم برم
از خدای مهربون سلامتی وشادی وموفقیت وسربلندی برای شما خواستارم[قلب][لبخند][قلب][قلب]
______▓▒▓_▓▒▒▓_▓▒▓
_____▓▒░▒▓__▓__▓░▒▓
_____▓▒▒▓_▓▓_▓▓_▓▒░▓
___▓▒░▒▓_▓░▒▓_▓▓_▓▒▓
___▓▓___▓▒░▒▓_▓▓_▓▒▒▓
___▓_▓_▓▒▒▓_▓▒▒▓_▓▒▓
__▓__▓▒▓_▓▓__▓▒▒▓_▓▒▓
_▓▒▓_▓░▒▓__▒▓_▓▒▓_▓▓
▓▒▒▓_▓▒░░░░▒▓_▓▓_▓▒░▒▓
▓▒░▒▓_▓▒░░░▒▓_▓_▓▒░░▒▓
▓▒░▒▓_▓▒░░░░▒▓_▓▒░░▒▓
_▓▒▒▓___▓▒░▒▓_▓▒░░░░▒▓
__▓▓_▓▒▓______▓▒░░░▒▓
_____▓▒░░░░▒▓_▒▓░░▒▓
____▓▒░░░░░░▒▓█▓▒░▒▓
____▓▒░░░░░░▒▓█_▓▒▓
_____▓▒▓_▓▒░▒▓█
_________▓▒▒▓_█
__________▓▒▓_█
_______________█
_████_________█
__█████_______█
___████________█
____█████______█
_________█______█
_____███_█_█__█
____█████__█_█
___██████___█_
شب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشد
تو بـیـا کــز اول شــب در صبــح بـاز بـاشد
عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت
به کجــا رود کبــوتر کــه اسیـر بــاز باشد
ز محبتت نخواهم که نظـر کنـم بـه رویت
که محـب صـادق آنـسـت کـه پاکبــاز باشد
به کرشــمه عنــایت نگــهی به سوی ما کن
که دعـای دردمنـــدان ز ســـر نیــــاز بـاشد
سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم
به کـدام دوســت گویم کــه محل راز باشد
چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی
تو صنــم نمیگــذاری کـه مــرا نمــاز باشد
نه چنین حساب کردم چو تو دوست میگرفتم
که ثنـا و حمــد گوییـم و جفـا و ناز باشد
دگرش چو بازبینی غم دل مگوی سعــدی
که شب وصـال کوتاه و سخـن دراز باشد
قدمی کـه بـرگرفتی به وفـا و عـهد یاران
اگــر از بـلا بتـرسـی قـدم مجــاز باشد
❃☼عاشق یک❤ لحظه ❤.... ❃
*•.¸¸.•*´`*•.¸¸.•*´`*•.¸¸.•*´`*•.¸¸.•**´`*•.¸¸.*´`*•.¸¸
✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★
ممنون همچنین برای شما


چون شعر پست خودم بود
شعر بسیار زیبایی بود
آفرین بر این سلیقه ی شعری...
ممنون یونس خاله
چند بار اومدم واستون کامنت بذارم نمی شد...
نمی دونم چرا...
انگار قرار بود کامنت هام زمانی ثبت بشن که خودتون هم باشین...
دوست دارم بودنتوت رو هنگامه بانو...
الهی فدات بشم من شرمنده کردیم عزیزم
سلوم شعر بسیار زیبایی بود
سیلام دخی ممرسی شدید هنگامه ای
زمستون رو دوست دارم...
شاید چون مکمل پاییزه...
روز آمدنت...
بشارت عطر بهاری در سرمای زمستان...
زمستانی سفید و روشن...
بی کلام هم اینجا بمان ..//
بودن یک دوست با دل ..//
بی صدا هم زیباست .!//
در دنـیـایـی کـه حـتـی روزی ..//
روح خـودم هـم تـرکـم مـی کـنـد..//
هـیـچ انـتـظـاری از دیـگـران نـیـسـت.!//
آروم میخندی ،
و من...
آروم میگیرم وقتی
دستاتو با عشق میگیرم...
شعرت خیلی قشنگ بود خواهری


گریه شاید زبان ضعف باشد
شاید کودکانه، شاید بی غرور
اما هروقت گونه هایم خیس میشود، می فهمم
نه ضعیفم،نه کودکم ،بلکه پر از احساسم…
غم انگیز است….
شب از پهلویی به پهلوی دیگر شوی
ببینی تاریکی
از جای خود تکان نخورده است!
گــاهـــی
پـــــروانــه ها هــــم
اشـتـبــاهی عـــاشـــــق مـی شـــونــــد
بـجـای شــــمــع
گــــرد ِچـــراغــهای
بــــی احســـا س خـیـابـــان مـــی میـــرنـــد.
در دنـیـایـی کـه حـتـی روزی ..//
روح خـودم هـم تـرکـم مـی کـنـد..//
هـیـچ انـتـظـاری از دیـگـران نـیـسـت.!//
آن روز که تو رفتی
از آن سو
و من هم از این سمت،
دنیا به دو پاره شد
به سویی و به سمتی
زمستون رو دوست دارم...
شاید چون مکمل پاییزه...
روز آمدنت...
بشارت عطر بهاری در سرمای زمستان...
زمستانی سفید و روشن...
گاهی پای کسی میمانی ....
که نه دیدی اش .... نه میشناسی اش .......
فقط حسش کرده ای .... تجمسمش کرده ای....
پشت هاله ای از نوشته های مجازی روی پیج مجازی اش ...
که هر روز میخوانی و در جوابش میگویی ....
دوستت دارم
دستهایت برای فشردن نمیخواستم..
برای پاک کردت اشکهایم میخواستم.....
در گورستانی از لب و دهانهای مرده...!!!
مهدی فرجی
می توانی بروی قصه و رویا بشوی
راهی دورترین نقطه ی دنیا بشوی
ساده نگذشتم از این عشق ، خودت می دانی
من زمینگیر شدم تا تو ، مبادا بشوی
آی ! مثل خوره این فکر عذابم می داد ؛
چوب ما را بخوری ، ورد زبان ها بشوی
من و تو مثل دو تا رود موازی بودیم
من که مرداب شدم ، کاش تو دریا بشوی
دانه ی برفی و آنقدر ظریفی که فقط
باید از این طرف شیشه تماشا بشوی
گره ی عشق تو را هیچ کسی باز نکرد
تو خودت خواسته بودی که معما بشوی
در جهانی که پر از وامق و مجنون شده است
می توانی عذرا باشی، لیلا بشوی
می توانی فقط از زاویه ی یک لبخند
در دل سنگ ترین آدم ها جا بشوی
بعد از این، مرگ نفس های مرا می شمرد
فقط از این نگرانم که تو تنها بشوی!
در مرد ها حسی هست که اسمشو میذارن ” غیرت “
و به همون حس در خانم ها میگن “حسادت “
اما ...
من به هردوشون میگم ” عشق “
تا عاشق نباشی
نه غیرتی میشی نه حسود
دهانت را میبویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را میپویند مبادا شعلهای در آن نهان باشد
روزگار غریبی است نازنین
و عشق را کنار تیرک راهبند تازیانه میزنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
روزگار غریبی است نازنین
و در این بن بست کج و پیچ سرما
آتش را به سوخت بار سرود و شعر فروزان میدارند
به اندیشیدن خطر مکن
روزگار غریبی است نازنین
آنکه بر در میکوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
دهانت را میبویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را میپویند مبادا شعلهای در آن نهان باشد
روزگار غریبی است نازنین
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
آنک قصابانند بر گذرگاهان مستقر با کُنده و ساطوری خونآلود
و تبسم را بر لبها جراحی میکنند
و ترانه را بر دهان
کباب قناری بر آتش سوسن و یاس
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
ابلیس پیروز مست سور عزای ما را بر سفره نشسته است
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
«احمد شاملو»
تا تو مراد من دهی
کشته مرا فراق تو
تا تو به داد من رسی
من به خدا رسیده ام...!!!
عــــاشــقـــانــــه تــریـــن حـــرفـــــــ مـــــرد ایـــنــــه.... هـــر وقـــت تـــو آغـــوش مــیــگیـــرتــت زیـــر لــب آروم میــــگه خـــــدایا شــــکرتــــــــــ....
سالها بعد، یاد تو از خاطرم خواهد گذشت و نخواهم دانست کجایی اما،
آرزوی من برای خوشبختی تو، تو را درخواهد یافت و در بر خواهد گرفت
و احساس خواهی کرد اندکی شادتر و اندکی خوشبخت تر
و نخواهی دانست که چرا…
آقا برگشتن مبارک میگفتی گاوی گوسفندی چیزی برات قربونی میکردیم
مچکرم مملی همین ک تو دوستمی برام ارزش داره
ن خب نفهمیدم:(
خوب الانه فهمیدی
بغض بی واژه ای روی شعرم
امشب از آسمانت چکیده
باید آهسته بنویسم این بار
تا کسی گریه ام را ندیده
می نویسم به تو تا بدانی
از خودم از همین دل سروده
سهم من روزگار بدی شد
سرنوشتی که دست تو بوده
باید آهسته بنویسم این بار
روزگارم تماماً سیاه شد
آمدی خط زدی روی مشقم
ساده گفتی به من اشتباه شد
من برای تو جنگیده بودم
تا که شاید به سمتت بیایم
فاصله سهم ما شد که اینک
تو جدایی و من هم جدایم
باید آهسته بنویسم این بار
باعث گریه هایم تویی تو
لااقل یک شبی مهربان باش
مرهم زخم های دلم شو
سلاااااااااااااااااااااااام آجی جوووووووووونم خوبی نفسم ؟ الهی قربونت برم آجی خوب کاری کردی برگشتی بخدا خیلی خوشحال شدم ازت ممنونم آبجی جونم خیلی خیلی دوست دارم همه کسم


سلام آجی حودم فدات مدات بشم ک بهم سر میزنی همه کسم منم خوشحالم ک برگشتم بوووووووووووووووووس

ایـن گلویم را هر از گاهی باید بتراشم تا برای دلتنگی های تازه جا باز شود . . .
دلتنگی هایی که می توانند آدم را خفه کنند
افلاطون میگه: هر وقت نتونستی کسی رو فراموش کنی، بدان هنوز در خاطرش هستی
خدا کنه آجی جوووووووووون
سخت است گذشتن از کسی که گذشته ات راساخته است
دلم اگر برای تو تـنگ مـی شــود ببخش !
روزم این گونه، قـشنـگ می شـود
چقدر نوازش دست های مهربانت خوب است و من چه زود دلم برای همه چیزهای خوب تنگ می شود …
ایـن گلویم را هر از گاهی باید بتراشم تا برای دلتنگی های تازه جا باز شود . . .
دلتنگی هایی که می توانند آدم را خفه کنند
سلام هنگامه جووووووووووووووووووووووون
اگه بالای اسم آقا قرار نگیرم جام پایین اسمش هست دیگه!

من اومدم یه سری بهت بزنم
ببخشید دیگه یه مدت به دلایل امنیتی که نمیتونم بگم نیستم
بوووووووووووووووووووووووووووس سفت بخاطر اینکه خیلی بهم سر میزنی منم نظراتت رو میخوندم ولی نمی تونستم بیام پیشت ولی بووووس سفت میفرستادم امیدوارم که رسیده باوشه
باور کن الانم که اومدم فقط برا تو نظر گذاشتم
دیگه اینکه هرچی که بهت گفتم اسم منو اون بالا بالا ها بنویس که ننوشتی باید حتما باهات قهر کنم اگه اسممو خیلی بلند بنویسی فک کنم بره اخه با این سابقه ای که من دارم تازه رو دست آقا رضا هم زدم
بوووووووووووووووووووس سفت
دیگه اینکه دعا کن موفق باشوم
از طرف من هم به حضرت فاطمه معصومه (س) سلام بده
دمت جیز که انقدر با معرفتی!
دیگه اینکه بازم بووووووووووووووووووووووووووووووووس سفت!
سلام باران شیطون خود خودم مممنون ک بهم سر زدی باوووشه اسم تو هم میاد بالا چ فرقی داره دختر این مهمه ک توی دل من باشی






دعا دعا .....کردم ....سلاممم کردم بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس سفت هنگامه ای
سلام
بعلی اول اخر نداره ولی ذوق فراوان اینجا ششم هستم دیگه؟
نکنه رفتم صفحه 75 نظرات
اگر رفتم که هیچی رفتم حداقل فردا سحر خیزتر میشم تا بشم اول
سلام مجتبی خودمون
بیشتر وقتا خودم نظر میزارم ک اول بشم
عاخ عاخ آخ چرا یادم نبود اول داره
پس منم بیدار کن
خوبه ک رررررررررررررروشن شدی
ربودی دوباره
هاااااااااااااااا یعنی بله
گفتم نظر رفت اخر
ولی خوبه توی لایک اولم هورررررررررررررررررا خودم
چرا عاخه اینطوری میشه باید درستش بکنم صبر کن
ربودن تو روز روشن
همینجوری حدسی گفتم شاید تیرمون ب سنگ نخورد ربوده باشی واقعآ
بهله تو ی روز روشن اشکانی
سنگت خطا نرفته
+:Yes
)
(مدیونی اگه فک کنی یهویی ظاهر شدم
تو هم مدیونی اگه فک کنی من همه اش توی نت ولو هستم[نیشخند]
منم سلام
سلاااامممممممم م ممممم م
+:همکآر منه دیگه کآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآرش درسته
بعععععععله
+:تو که نمیدونی ینی چه
خو فعلا بدرود تا بعد
درضمن ی کامنتتو سانسور کردم ی جاهایشو

)+
دقیقآ از همون لحاظ>>

ک کسی فکر علکی نکنه (همون ک گفتی تو اون وبم برام کام گذاشتی)
بعله خوندم و چشم دیگه تکرار نمیشه
+مگه چند سالته بابا تو ک خوبی که جووونی عزیز (جونی ب شناسنامه نیس ب دله
اینم ب همون خاطر ک میدونی
ممرسی تشکرات ک درستش کردی و تکرار نمیشه



من هنو 24 سالمه دلممم خیلی خیلی جووونه
دیووونه
قربونت هنگامه جون شما برا ما همون هنگامه جونی مث بقیه دخترام(البته با کمی فرق
-هوی ملت فکرای بد نکنین
)
(رورو داشتی
)
قربون شما پ دیگه تکرار نشه لدفن
خواهشات هنگامه ای شما م مث پسرهام میباشی :پوزخند بخاطر اینکه ملت فکرای بد نکنن
+: نه بابا این چه حرفیه شما! نه اصلآ دیگه اینحرفو نزنی ها
شما همش از 24 ساعت 25 ساعتشو تو نتی
بعله شرمنده فرمودی
+: هنگامه جون کار داری باشم یا همینجوری گفتی؟
چون باید برم اگه کار نداری
من خودم رفته بودم چون کسی نبود نت