چقدر بده این وضعم والابوخودا
کلی سوژه برای آپ کردن داشتم همچین ک اومدم نبویسم همه پرید
الان دارم کلی ب خودم فشار میارماز بس زور زدم قرمز شدم
ک یکیش یادم بیاد اما انگاری ی همیچین چیزی توی ذهنم نبوده ک نبوده
منم صادقانه براتون نوشتم حالا کمکم کنید تا یادم بیاد
اول تا حال اشکی و بگیرم:و مجتبی را ...پوزخند:
زیاد زور نزن الان قرمز شدی بیشتر زور میزدی یه چیزای دیگه میشد
خیلی چیز دیگه میشد اگه زور میزدم
حالا شما خودتو اینقد اذیت نکن
ببخشید خنده م گرفت
باااوووشه نمیکنم
اشکال نداره بخند عسل دختریم نوبت منم میشه میام وبت 
خیلی ام شیک و مجلسی ..
o_O
چی شیک و مجلسی
شما هم لینک شدید
وشما
+:خدا از دهنت بشنوه
(بزار تبریک بگه هدیش پیش کشش)
هووووم یادم نی
+:اینو یادم نیس چی گفته بودم!پس جوابی ندارم
هووووووم منم
+: سلام هنگامه جون ی لطفی بکن من حواسم نبود اون کامنتام با آدرس وب شخصیم برات ارسال شد اگه تونستی این آدرسو بزار روشون عوض کن
ممنون میشم اگه نشدم ک هیچی ولش کن
باید پاکش کنم الان میکنم
الان چجوری کمکت کنیم تا یادت بیاد!!

بعدشم زیاد زور نزن
بیخیال همین صادقانه بودنت خودش خوبه
برا محفل/محول آرایی
نه دیگه زور نزدم
خوبه یکی صادقانه ی نوشتم و دید
اینجوری به خودت فشار بیار ختما یادت میاد
یا مثلا تو دشوری هم خوب یادت میاد
میدونم ولی اون موقع نیومد
دستشویی ک تالار اندیشه ست
مگه داریم؟؟؟؟؟
چی ووووووووو
یه چیزی میشی واسه خودت
اگه چشمت نزنن
اسفند ریختم توی آب
عه مامان جون تا جواب کامنت من نوشتین آقا رضا!
شرمنده لای کامنت های رضا بود
الان میبینی ک چقدر دارم خجالت میکشم
سسسسسسسسسسسسسسسلام بر آبجی مهربون آرزوی سلامتی وشاد کامی براتون دارم
سلام همساده ی مهربونم ک هر چی از وبش میدوزدم خم ب ابرو نمیاره
و همچنین من
با بوی پرتقال پاییز می آید
با جلد دفتر کاهی . . .
سلام
به روزم با شعر و خبر و حرف
دعوتید
این وبلاگ زود به زود به روز می شود
سلام شعر زیبایی بود یاد حسین پناهی افتادم
سلام هنگامه جوووونم

تو فقط باش سوژه ام نداشتی ما قبولت داریم
سلام عزیزکم

فدات شم مهربون
داشتم فقط یادم نمیومید
نه چرا ناراحت دوست من
خوشحالم ک نقد پذیر هستید
از عباس آقا میخواستید بنویسید...تک یل و مرد دنیا
از عباس کچل
اووووووووووووووه یس
یادته اون روز برفی
وسط فصل زمستون
تو پریدی پشت شیشه
من زدم از خونه بیرون
یادته اشاره کردی
آدمک برفی بسازم
واسه ساختنش رو برفا
هرچی که دارم ببازم
گوله گوله برف سرد و
روی همدیگه می چیدم
شاد و خندان بودم انگار
که به آرزوم رسیدم
نــدگــی" بــه مــن آمــوخـت
آدمهـا نه "دروغ" میگــوینــد
نه زیــر "حـرفشــان" می زننــد
اگـر چیــزی می گوینــد
صرفــا " احســاسشـــان " در همـــان لحظه اسـت
نبـایـد رویــش "حسـاب" کـرد !
سلام عزیزدلم
خوبی؟
نگو بی معرفت از بی معرفتی نیست از بی وقتی بی حوصلگی بی دلیه
بخشیدی؟آشتی؟
سلام نه عزیزم من هیچ وقت نمیگم . فقط گفتم کامنتدونیتو بستی خیلی دلم برات تنگ شده بود
سلام دوست من
دلیل دیر باز شدن صفحه وبتون میتونه از قالب باشه که ضعیفه
بعدشم میتونه دلیل دیگه این باشه
پست های زیادی تو صفحها ت قرار داره
پست های صفحهات رو کم کنید زود باز میشه
سلام ...
ممنون از راهنمایی شما
سلام


زیاد حرص نخور ب نظر میاد مثل خودم بیکاری
تو وبم دوتا داستان نوشتم با عنوان های من و جمال و یخ زدن جمال در قله الوند
بخوان شاید چیزی یادت اومد بنویسی
سلام ب تو چه
زیاد زور زدم ک یادم بیاد سرم گیجه الان خوب شدم میام
سلام


زیاد حرص نخور ب نظر میاد مثل خودم بیکاری
تو وبم دوتا داستان نوشتم با عنوان های من و جمال و یخ زدن جمال در قله الوند
بخوان شاید چیزی یادت اومد بنویسی
سلام
میام میخونم ولی الان نظرم نمیاد بعدا نطرم ک اومد نطر میزارم
شوما کمک نمیخوای
خودت یه پارچه اوستایی حاج خانوم :)
جیگرتو برم الی جان
هـــــــــی فـــلانـــی ....
هـــشدار داده بودم هـــوس گـــاز زدنم به سرت نزند
بخشـــشی در کار نـــیست
تو از بهـــشت وجودم برای همیشه رانده شـــدی.
ب خودت زور نیارررررر اروم باش خاخری
ب نصیجتت گوش میکنم عزیزم
The Lives Of Others
اووووووووووووومدم
کاری داره بیایدیکم اززندگیتون بگید
مثلا به جوونابگیدزودازدواج کنن این دنیاطاقت دوری روبه هرکسی ندید
از عباس کچل باید بگم ک پشیمونه از ازداجش
نچ نباید زود زن بگیرن ک بیچاره میشن
شاید باید درباره برف بنویسی....
اینم سوژه ی خوبیه والابوخودا
یاد گرفتم
دستانم اینبار که یـــخ کرد
دیگر دستانت را نگیرم
آستین هایم از تو با ارزشتر و ماندنی ترند
زندگی فرصت نیست ..//
تجربه ایست از دیروز و امروز ..//
تا بدانیم ما حقیقت نیستیم..//
تنها یک خاطره ایم و بس .!//
ازش پرسیدم هنوز بهش فکر می کنی؟
خاکه سیگارشو تکوند و گفت :
از یک سال و شش ماه و بیست روز و پنج ساعتی که گذشت یک لحظه بهش فکر نکردم...
[گل] ﻣﻦ ﭼﯿﺰ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﺍﺩﻡ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﻨﺖ !
ﮐﻤﯽ ﺩﻟﻢ ﺷﮑﺴﺖ ، ﺷﺐ ﻫﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ
ﯾﺎﺩﮔﺎﺭﺵ ﺳﺮﺩﺭﺩ ﻫﺮﺷﺒﻢ ﺷﺪ .
ﯾﮑﻢ ﺍﺯ ﺁﺭﺍﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﮔﺮﻓﺘﻢ .
ﭼﯿﺰ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ !
ﺗﻮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﺎﺧﺘﯽ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ !
ﺗﻮ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﺮﯾﻦ ﻗﻠﺐ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺑﺎﺧﺘﯽ !
ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﻣﻦ ، ﻋﺎﺷﻘﺖ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ . . . [گل]
اینجا دلم برای تو هِی شور میزند
تو نیستی و این در و دیوار هیچوقت...
غیر از تو من به هیچکس انگار هیچوقت...
اینجا دلم برای تو هِی شور میزند
از خود مواظبت کن و نگذار هیچوقت...
اخبار گفت شهر شما امن و راحت است
من باورم نمیشود، اخبار هیچوقت...
حیفند روزهای جوانی، نمیشوند
این روزها دو مرتبه تکرار هیچوقت
من نیستم بیا و فراموش کن مرا
کی بودهام برات سزاوار؟... هیچوقت!
بگذار من شکسته شوم تو صبور باش
جوری بمان همیشه که انگار هیچوقت...
هست را اگر قدر ندانی میشود بود
و چه تلخ است...
هست کسی بود شود .
دریـــــا تو دلـــش پر از حــــرفـه ولی میشینه پــای درد و دل بقیه…
میشه جایی واســه آرامــــش ….
میشه سکـــــــوت واسه لحظــــه ای که بغض کردی واشــــکات سرازیر شدن….
تو آروم میشـــی وآن از غصـــه تــــــو مــــــــــواج…
سلام هنگامه میخوای کمکت کنم یادت بیاد
سلام نه بابا همون لحظه یادم نبود
میبینی چ برف قشنگی اومده
بیا برف بازی
عاره خیلی قشنگه بزن بریم مصطفی هم بیار

گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی
با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید
گفتمش چون می کشی تصویر مردان خدا
تک درختی در بیابان یکه و تنها کشید
گفتمش نامردمان این زمان را نقش کن
عکس یک خنجرزپشت سر پی مولا کشید
گفتمش راهی بکش کان ره رساند مقصدم
راه عشق و عاشقی و مستی ونجوا کشید
گفتمش تصویری از لیلی ومجنون رابکش
عکس حیدر(ع) در کنار حضرت زهرا(س)کشید
گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن
در بیابان بلا، تصویر یک سقا کشید
گفتمش از غربت ومظلومی ومحنت بکش
فکر کرد و چهار قبر خاکی از طه کشید
گفتمش سختی ودرد وآه گشته حاصلم
گریه کردآهی کشید وزینب کبری(س) کشید
گفتمش درد دلم را با که گویم ای رفیق
عکس مهدی(عج) راکشید و به چه بس زیبا کشید
گفتمش ترسیم کن تصویری از روی حسین(ع)
گفت این یک را بباید خالق یکتا کشید
دییشب تولد خوش گذشت
جای شما بسی خالی
عالی بود شدید

در کوچه پس کوچه ها,
هوای این شهر
باز..
پُر از عطر گل یاس شده
.
.
.
انگار
دوباره...
آه می کشد
هر نفسم
یاد تو را... !!!
اعتراف میکنم
اعتراف میکنم هرزگی با خیال تو را دوست دارم
با خیال اولین هم آغوشی
اولین بوسه
اولین تو
آری اولین لمس تن تو
اولین نگاه تو حتی . اصلا تمام اولین ها با تو
اعتراف می کنم که از همه ی دنیا و آدم هایش می گریزم به خاطر تو !
اعتراف می کنم با تو به آرامش می رسم
فقط با یاد تو زنده ام
فقط با یاد تو
اعتراف مضحکی هست میدانم
اما پاییز بی تابم می کند
و بهانه گیر
تا چشم انتظار کسی باشم
و تصورش کنم که خیالی بیش نیست . توهم تلخ تر از این !
معبودم
متبرکم گردان به نامت
متبلورم گردان به عبادتت
متذکرم گردان به ذکرت
مرحمتم گردان به رحمتت
شاید همه آنچه که در زندگی میخواهم را نداشته باشم
اما هر آنچه که برای زیستن نیاز دارم برایم فراهم است
به همین خاطر از خدا سپاسگزارم . . .
.
مدتهاست
در دعاهایم
در آرزوهایم
اثری از من نیست
حتی در گذر روزهایم
خبری از من نیست
همه ی روزگارم تویی
و باز هم
هرچه میخواهم تویی...
.
نذر کرده ام صد دور تسبیح اهدنا الصراط المستقیم
شاید وقتی مرا می بینی دیگر راهت را کج نکنی !!!
مـهـربـانـی تـا کـــــــی ؟؟
بـگـذارسـخـت باشم و سـرد !!
بـاران کـه بـاریــد … چـتـر بـگـیـرم و چـکـمـه !!!
خـورشـیـدکـه تـابـیـد … پـنـجـره ببـندم و تـاریـک !!!
اشـک کـه آمـد … دسـتـمـالـی بـردارم و خـشـک !!!
او کـه رفـت نـیـشخـنـدی بـزنـم و سـوت . . .
خوبم …!
باور کنید …؛
اشک ها را ریخته ام …
غصه ها را خورده ام …؛
نبودن ها را شمرده ام …؛
این روزها که می گذرد …
خالی ام …؛
خالی ام از خشم، دلتنگی، نفرت …؛
و حتی از عشق …!
خالی ام از احساس …